برايم نوشت و بعد به برخى از همنشينان خود گفت : « همانند اين فرد نبايد در اينجا و در كنار من باشد كه كار ما را تباه و اين شهر را به آشوب مىكشد ؛ بدينخاطر او را از خود دور و به سند « 1 » فرستادم ! » و او پيوسته در آنجا بود تا وفات كرد ، و شاعر درباره اوست كه گويد :
« ذهب الجود و الجنيد جميعا * فعلى الجود و الجنيد السلام »
« جو و جنيد هر دو از ميان رفتند
پس با جود و جنيد سلام و خداحافظى بايد ! « 2 » » .
* * * اين ، روش خليفه اموى هشامبن عبدالملك بود . در بحث بعد به نمونهاى از رفتار كارگزاران او نيز اشاره مىكنيم :
خالدبن عبداللّه قسرى و رفتار او
مبرد در كتاب « الكامل » گويد : « خالدبن عبداللّه قسرى آنگاه كه در خلافت هشام امير عراق بود ، على عليهاسلام را بر فراز منبر لعن مىكرد و مىگفت : « خداوندا ! على بن ابىطالببن عبدالمطلببن هاشم ، خويشاوند و شوهر دختر رسولخدا و پدر حسن و حسين را لعنت كن ! » سپس رو به مردم مىنمودو مىگفت : « آيا خوب معرّفى كردم ؟ ! « 3 » »
خالدبن عبداللّه قسرى كه بود ؟
هامش
( 1 ) - در معجم البلدان گويد : « سند منطقهاى ميان هند و كرمان و سيستان است » كه مراد ايالات غربى پاكستان امروزى است .
( 2 ) - تهذيب تاريخ دمشق ابنبدران ، ج 3 ص 410 ، شرح حال جنادهبن عمروبن جنيد ، و مختصر آن از ابنمنظور ، ج 6 ص 117 - 118 .
( 3 ) - الكامل ، چاپ اروپا ، ص 414 ، و شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد ، ج 1 ص 356 . ابوالعباس مبرّد محمدبن يزيد أزدى بصرى شيخ اهل نحو و حافظ علم عربيت ، ساكن بغداد و متوفاى 285 هجرى است . مشهورترين تاليف او كتاب الكامل مىباشد و شرح حال وى در تاريخ بغداد آمده است .