ولى من مىگويم تو پاك گرديدى
اگر چه خاندانت نه پاك و نه پاكيزه شدند !
تو ما را از دشنام و تهمت منزّه و مبرّا ساختى
پس ، اگر امكان پاداش باشد پاداشت خواهم داد ! « 1 » »
* * * با اين حال ، عمربن عبدالعزيز در تلاش خود پيروز نگرديد . زيرا :
1 - مسلمانان آن روز بر لعن امام على ( ع ) عادت كرده و آن را سنّت لا يتغيّر مىدانستند ، بگونهاى كه برخى از آنها ترك لعن امام ( ع ) را در زمان عمربن عبدالعزيز هم نپذيرفتند ؛ مانند مردم « حرّان » كه صاحب معجمالبلدان و مسعودى درباره آنها گويند :
« مردم حرّان - كه خدايشان بكشد - هنگامى كه لعن على بن ابىطالب از خطبههاى نمازجمعه برداشته شد ، از برداشتن آن سر باز زدند و گفتند : « نماز بدون لعن ابوتراب ، نماز نيست ! » و يكسال بر آن پاى فشردند تا آنگاه كه قيام سياه جامگان مشرق [ / خراسان ] روى داد « 2 » » .
2 - خلفاى اموى پس از عمربن عبدالعزيز اين سنّت زشت را - چنان كه در پى مىآيد - اعاده كردند .
هشامبن عبدالملك و ادامه سياست قريش و امويان
ابنعساكر در شرح حال « جنادهبن عمروبن جنيد » هم پيمان بنى اميه گويد : « جناده از قول جدّش جنيد روايت كند كه گفت : « از حوران به دمشق آمدم تا
هامش
( 1 ) - ديوان سيد رضى ، شماره 124 ، و شرح ابن ابىالحديد ، ج 1 ص 357 .
( 2 ) - مروج الذهب مسعودى ، ج 3 ص 254 ، و در معجم البلدان مادّه حرّان گويد : « حرّان شهرى است بر سر راه موصل و شام و روم [ / تركيه ] » و ابنتيميه مؤسس مذهب سلفى و متوفاى 728 ه - از آنجا برخاسته است .