گريزان بودند و اين حق آنها بود « 1 » »
و يعقوبى گويد : « معاويه در سال 44 هجرى در مسجد ، مقصوره و جايگاه ويژه قرار داد و منبرها را در عيد فطر و قربان به مصلّى برد و خطبهها را پيش از اداى نماز عيد ايراد كرد و اين بدانخاطر بود كه مردم پس از نماز متفرق مىشدند تا لعن بر على را نشنوند و معاويه خطبه را پيش انداخت ؛ و فدك را به مروانبن حكم بخشيد تا اهلبيت رسولاللّه ( ص ) را با آن به خشم آورد ! « 2 » »
و در صحيح بخارى و صحيح مسلم و ديگر كتب از « ابوسعيد خدرى » روايت كنند كه گفت :
« در روز عيد فطر يا قربان با امير مدينه مروان بيرون رفتيم و چون به مصلّى رسيديم ديدم كثيربن صلت منبرى برپا داشته و چون مروان - پيش از اداى نماز - خواست تا از آن بالا رود ، جامهاش را گرفتم و او نيز مرا گرفت و بالا رفت و پيش از نماز به اداى خطبه پرداخت و من به او گفتم : « به خدا سوگند تغيير داديد ! » و او گفت : « اى اباسعيد ! گذشت آنچه كه مىدانى ! » گفتم : « به خدا سوگند آنچه كه مىدانم بهتر از آنى است كه نمىدانم » و او گفت : « مردم پس از نماز نمىنشينند و من بدينخاطر آن را جلو انداختم ! « 3 » » آنها بدين مقدار بسنده نمىكردند ، بلكه صحابه را نيز بدان فرمان مىدادند . چنان كه در صحيح مسلم و غير آن از « سهلبن سعد » روايت كنند كه گفت :
« مردى از آل مروان امير مدينه شد و سهلبن سعد را فرا خواند و به او دستور
هامش
( 1 ) - المحلّى ، ابنحزم ، تحقيق احمد محمد شاكر ، ج 5 ص 85 - 86 ، و نيز ، مراجعه كنيد : كتاب ألُامّ ، شافعى ، ج 1 ص 208 .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 223 .
( 3 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ص 11 . صحيح مسلم ، ج 3 ص 20 . سنن ابوداود ، ج 1 ص 178 . سنن ابنماجه ، ج 1 ص 386 . سنن بيهقى ، ج 3 ص 297 ، و مسند احمد ، ج 3 ص 10 و 20 و 52 و 54 و 92 ، اعتراض كننده بر مردان در مسند احمد شخص ديگرى غير از ابوسعيد حذرى است .