على بن ابىطالب بر منابر شرق و غرب جهان اسلام مورد لعن و دشنام قرار مىگرفت مگر در سيستان كه تنها يكبار بر منبر آنجا لعن شد و مردم آن را از بنىاميه نپذيرفتند و در بيعت خود شرط كردند كه هيچكس بر منبر آنها لعن نشود ، حال آنكه امام ( ع ) بر منبر مكه و مدينه لعن مىشد ! « 1 »
آرى ، آنها امام على ( ع ) را در حضور اهلبيت آنحضرت نيز لعن مىكردند و اين موضوع داستانهاى بسيار دارد كه ما تنها به ذكر يكى از آنها بسنده مىكنيم . ابنحجر در كتاب تطهيراللسان گويد :
« عمروبن عاص بر فراز منبر رفت و على را لعن كرد و بعد ، مغيرهبن شعبه همانند آن را انجام داد . پس از آن به حسن ( ع ) گفتند : بر فراز منبر برو و پاسخ آنها را بده . آنحضرت نپذيرفت مگر آنكه آنها بپذيرند كه اگر حقى گفت تصديقش نمايند و اگر باطلى گفت تكذيبش كنند . آنها پذيرفتند و او بر منبر رفت و سپاس و ثناى خدا را به جاى آورد و سپس گفت : « اى عمرو ! تو را به خدا سوگند مىدهم ! اى مغيره ! آيا مىدانيد كه رسولخدا ( ص ) آن رونده و آن كشاننده را كه يكى از آنها فلانى بود لعنت فرمود ؟ گفتند : آرى . سپس فرمود : اى معاويه ! و اى مغيره ! آيا ندانستيد كه پيامبر ( ص ) عمرو را به هر زبانى كه سخن گفته يكبار لعنت فرموده ؟ گفتند : خدايا آرى . . . « 2 » »
و چون مردم براى شنيدن سخنان ناپسند آنها نمىنشستند ، با سنت مخالفت كرده و خطبههاى نماز عيد را جلو انداختند . ابنحزم در محلّى گويد :
« بنىاميه تقديم خطبه بر نماز [ عيد ] را بدعت گزاردند و عذرشان اين بود كه مردم پس از نماز آنها را ترك مىكنند و براى خطبهها نمىنشينند ، و اين بدانخاطر بود كه آنها على بن ابىطالب را لعنت مىكردند و مسلمانان از آن
هامش
( 1 ) - معجمالبلدان ، ج 5 ص 38 ، لفظ سبحستان يعنى سيستان ايران .
( 2 ) - تطهيرالسان ، ص 55 .