تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
« بلكه تشكر مىكنيم ان‌شاءاللّه ! « 1 » » و ابن ابىالحديد از « مدائنى » روايت كند و گويد : « معاويه پس از « عام الجماعه » به همه فرماندارانش بخشنامه كرد كه : « من امان و حمايت خود را از كسى كه چيزى در فضل ابوتراب و اهل‌بيتش روايت كند ، برداشتم ! . . . » و مردم كوفه در اين دوران به شدت مبتلا بودند « 2 » » و گويد : « معاويه به همه كارگزارانش نوشت كه : « شهادت هيچ يك از شيعيان على و اهل‌بيتش را نپذيرند ! » و نيز نوشت : « شيعيان و دوستداران و پيروان عثمان و راويان فضائل و مناقبش را مورد توجه قرار دهيد و به مجالس آنها برويد و آنها را به خود نزديك و اكرامشان نمائيد ، و هريك از آنان هرچه روايت كرد آن را با ذكر نام و نام پدر و عشيره‌اش براى من بفرستيد « 3 » » فرمان معاويه انجام شد و فضائل عثمان فزونى گرفت ، چون معاويه براى آنها جايزه و كساء و عطاء مىفرستاد و املاكشان مىبخشيد و عرب و غير عرب را برخوردار مىكرد . و اين روش در همه شهرها گسترش يافت و به مسابقه دنياخواهى بدل گرديد و چنان شد كه هر رانده شده اجتماعى كه نزد كارگزاران معاويه مىآمد و فضيلت و منقبتى درباره عثمان روايت مىكرد ، نامش را مىنوشتند و مقرّبش مىكردند و شفاعتش مىنمودند . اين كار مدّتها ادامه يافت تا آنگاه كه به كارگزارانش نوشت : « حديث فضائل عثمان پرشمار شده و در همه بلاد و شهرها و نواحى منتشر گرديده است . اكنون كه نامه مرا دريافت مىكنيد ، مردم را به روايت فضائل صحابه و خلفاى پيشين فرا بخوانيد ، و هر خبرى را كه
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، حوادث سال 51 هجرى ، چاپ اروپا ، ج 2 ص 112 - 113 ، و چاپ اول ، ج 6 ص 108 ، و چاپ دارالمعارف قاهره ، ج 5 ص 253 - 254 ، و تاريخ ابن‌اثير ، ج 3 ص 202 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد ، خطبه 208 ، چاپ اول مصر ، ج 3 ص 15 - 16 . ( 3 ) - اين نامه معاويه را احمد امين مصرى نيز در كتاب « فجرالاسلام » آورده است .