تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
« نجواى با پسرعمويش بدرازا كشيد . » اين سخن به رسول‌خدا رسيد و فرمود : « من نبودم كه با او نجوا كردم بلكه خدا با او نجوا كرد » . اين روايت با عبارت ديگر چنين است : « مدتى دراز با او نجوا كرد و ابوبكر و عمر و ساير مردم نظاره مىكردند . » راوى گويد : سپس به سوى ما بازگشت و مردم گفتند : « يا رسول‌اللّه ! نجواى امروزتان بدرازا كشيد » فرمود : « من نبودم كه با او نجوا كردم بلكه خدا با او نجوا كرد « 1 » » ما اين روايات را از مصادر ديگرى نيز - در بخش « حاملان علوم رسول‌اللّه ( ص ) و بخش « مصادر شريعت اسلامى در مكتب اهل‌البيت ( ع ) » - در همين كتاب آورده‌ايم .

مقايسه حديث ام‌المؤمنين عايشه و حديث امام على ( ع )

ام‌المؤمنين عايشه راوى منحصر به فرد اين روايت است كه مىگويد : « رسول اكرم ( ص ) در واپسين لحظات زندگانى خويش طشتى طلبيد و بىحال شد و در دامان عايشه وفات كرد » و بر آن بيفزائيد روايت او و ديگران درباره « آغاز نزول وحى » را كه مىگويد : « رسول‌خدا ( ص ) در اولين مرحله دريافت وحى الهى از جبرئيل ، كه آيات سوره « اقرأ » را آورده بود ، درباره او دچار ترديد شد كه مبادا شيطانى باشد كه مىخواهد او را به بازى بگيرد ! و نيز ، درباره آيات كريمه قرآن كه آنها را از قبيل سخنان مسجّع و قافيه‌دار كاهنان پنداشت تا آنگاه كه « ورقه‌بن نوفل نصرانى » اطمينانش داد و باورش بخشيد كه پيامبر است و به او وحى مىشود همان‌گونه كه
هامش
( 1 ) - هر دو روايت در شرح حال امام عليع از تاريخ ابن‌عساكر ج 2 ص 310 و 311 ، آمده است . و نيز در تاريخ ابن‌كثير ، ج 7 ص 356 . و در شرح نهج‌البلاغه ابن ابىالحديد چاپ اول مصر ، ج 2 ص 78 روايتى است كه فشرده آن چنين است : « عايشه وارد شد و ديد كه آن دو در حال نجوا هستند ، گفت : « اى على ! سهم من تنها يك روز از نه روز است ، اى پسر ابىطالب ! آيا مرا به حال خود نمىگذارى ؟ ! »