اهلالبيت ، در ديد معتقدان به هريك از اين دو مكتب ، اثر و ديدگاه خاصى را پديد مىآورد كه تقارب و نزديكى ميان مسلمانان را ناشدنى مىكند ، مگر آنكه هر دو مجموعه اين احاديث را همراه و مقارن با هم مورد بحث و بررسى قرار دهيم تا گمشده خويش را بيابيم و برادران مسلمان در پرتو اين بررسىها به تفاهم و همفكرى برسند . انشاءاللّه .
و بار ديگر تأكيد مىكنيم كه آنچه بيش از همه شايسته اولويت و تقدم است ، بررسى مقارن روايات « سيره پيامبر اكرم ( ص ) » و تاريخ عصر رسولاللّه و عصر صحابه آن حضرت مىباشد .
دو حديث متعارض و دو موضعگيرى متفاوت از امالمؤمنين عايشه
ابن عساكر روايت كند كه دو نفر از زنان به عايشه گفتند : « اى امالمؤمنين ! از على براى ما بگو . گفت : « چه مىپرسيد ؟ از مردى كه دست خود را تكيهگاه رسولخدا قرار داد و روح آن حضرت در دست او جريان يافت و آن را بر چهره خود كشيد ؟ » گفتند : پس براى چه بر او شوريدى ؟ گفت : « كارى بود كه شد و دوست داشتم هرچه در زمين است را براى جبران آن فدا و تاوان بدهم ! « 1 » » .
اين حديث عايشه موافق حديث « امام على ( ع ) » است كه فرمود : « رسولخدا در حالى وفات كرد كه سرش بر سينهام بود و روحش در دستم جريان يافت و آن را بر چهرهام كشيدم » و با حديث ديگر او كه گويد : « در ميان سينه و چانهام بىحال شد » تعارض دارد !
و نيز ، ابن عساكر از عايشه روايت كند كه گفت : « رسولخدا ( ص ) در خانه او و بهگاه احتضار فرمود : « حبيبم را نزد من بخوانيد » على را فرا خواندند تا آمد . پيامبر كه او را ديد رواندازش را كنار زد و وى را داخل آن نمود و پيوسته در آغوشش
هامش
( 1 ) - شرح حال امام على از تاريخ ابن عساكر ، ج 3 ص 15 .