راه نعمت و سعادت و خشنودى .
هركس سيماى علىِّ « وصى » را ببيند
در مىيابد كه او در تاريكيها نور محض است .
آرى ، سوگند به آنكه مردم براى او حج مىگزارند
على در ظلمتهاى تيره چراغى نورافشان است .
و هركس امامتش را با خشنودى پذيرفت
با عفو و بخشش گناه وارد بهشت گردد :
البته پس از آنكه به فرمان خدا عمل كرد
كه پيروى ز هدايت گزينشى نبود ! » . « 1 »
و مسعودى در مروج الذهب درباره مرثيه گويان امام على ( ع ) گويد : يكى از شيعيان آن حضرت چنين سروده است :
تأسّ فكم لك من سلوة * تفرج عنك غليل الحزن
بموت النّبى و قتل الوصى * و قتل الحسين و سمّ الحسن
« شكيبا باش ! چه بسا سرگرمىها و فراموشىها
كه شدت اندوهت را زدود
و فوت پيامبر و كشته شدن « وصى »
و شهادت حسين و مسموميت حسن را از يادت برد ! » « 2 »
و درباره كشته شدن حجربن عدى گويد :
هامش
( 1 ) - ابناعثم در فتوح ج 3 ص 226 و خوارزمى در مناقب ( ص 170 ) روايتى دارند كه فشرده آن چنين است : « مالك اشتر و ديگر ياران امام على ( ع ) روزى آن حضرت را در صفين نيافتند و به جستجو برخاستند و او را در اردوگاه قبيله ربيعه يافتند . امام ( ع ) كه مالك اشتر را وارونه حال و گريان ديد به او فرمود : « مالك ! تو را چه مىشود ؟ آيا پسرت را از دست دادهاى يا بلاى ديگرى به تو رسيده ؟ » كه اشتر شروع به خواندن اين اشعار كرد . . . » .
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 2 ص 428 .