آنچه بيان داشت در حدّ او نبود
و چيزى نيفزود كه ديگ خشم مرا به جوش آورد .
به ابنعباس بگو : تو را ترساننده مىبينم
چون ميزان حلم مرا نمىدانى و من هرگز غافل نيستم !
پس ، تا مىتوانى رعد و برق كن كه من
بدانچه كه اندوهگينت كند دست گشادهاى دارم !
صفّين تا زندهام خانه من است و
انتظار تو و آنچه مرا يدان مىترسانى ، كشنده من نباشد ! » .
و فضلبن عباس در پاسخش سرود :
الا يابن هند انّنى غير غافل * و انّك ممّا تبتغى غير نائل
أالآن لما اخبت الحرب نارها * عليك و القت بركها بالكلاكل
و اصبح اهل الشام صرعى فكلّهم * كفقعة قاع او كشحمة آكل
و ايقنت انّا اهل حق و انّما * دعوت لأمر كان ابطل باطل
دعوت ابنعباس الى السلم خدعة * و ليس لها حتى يموت بقائل
فلا سَلم حتّى تشجر الخيل بالقنا * و تضرب هامات الرجال الأوائل
و آليت لاتهدى اليه رسالة * الى ان يحول الحول من رأس قابل