« فرستاده « وصى » به سوى ما آمد ،
فرستاده علىّ مهذّب و پاك نهاد زاده هاشم .
فرستاده وصى ، يعنى وصى نبى ،
و بهترين موجود برپاى ايستاده روى زمين .
وزير پيامبر و داماد او ،
و بهترين آدميان موجود در اين عالم .
صاحب فصل و پيشگام در صالحات
كه براى هدايتيابى به پيامبر اقتدا كرده است .
محمد را مىگويم . رسولخدا ،
و باران رحمت الهى بر مردم و خاتم انبيا .
على را اجابت كرديم چون برتر است
و طاعت ناب و خالصانه او دائم و هميشگى است .
فقيه است و بردبار ، و صولتى دارد كه ،
همانند شير بيشه ، به هر وادى كه خواهد ره گشايد » . « 1 »
و چون معاويه مصر را به « عمروعاص » بخشيد تا در جنگ با امام على ( ع ) ياريش نمايد ، امام على ( ع ) درباره آن شعرى سرود كه در بخشى از آن آمده است :
يا عجبا لقد سمعت منكرا * كذباً على اللّه يشيب الشعرا
يسترق السمع و يغشى البصرا * ما كان يرضى احمداً لو خبرا
ان يقرنوا وصيّه و الابترا * شانى الرسول و اللعين الاخزرا
« شگفتا كه چه منكرى شنيدم ،
دروغى بر خدا ، كه موى آدمى را سفيد ،
هامش
( 1 ) - وقعه صفين ، ص 20 - 24 .