را ابومحنف لوطبن يحيى در كتاب « وقعه جمل » آورده است . و ابومحنف از محدثان و از كسانى است كه امامت انتخابى را صحيح مىدانند . او نه شيعه است و نه از رجال شيعه شمرده مىشود . » و از جمله اشعارى كه درباره صفين آورديم و در بردارنده لقب « وصى » براى آن حضرت ( ع ) است ، ابياتى است كه نصربن مزاحم در كتاب « صفين » آورده ، كه او نيز از رجال حديث است .
3 - وصيت در سرودههاى جنگ صفين :
هنگانى كه نامه امام على ( ع ) به جريربن عبداللّه بجلى و اشعثبن قيس كندى - فرمانداران عثمان در سرزمينهاى ايران - رسيد ، جرير پاسخ امام را با سرودهاى داد كه در آن آمده است :
أتانا كتاب علىّ فلم * نرد الكتاب بأرض العجم
و لمنَعصِ ما فيه لمّا أتى * و لمّا نَذُمَّ و لمّا نَلمّ
و نحن ولاة على ثغرها * نضيم العزيز و نحمى الذَّمم
نساقيهم الموت عند اللقاء * بكأس المنايا و نشفى القرم
طحنّاهم طحنة بالقنا * و ضرب سيوف تطير اللّمم
مضينا يقينا على ديننا * و دين النّبى مجلّى الظّلم
امين الإله و برهانه * و عدل البرية و المعتصم
رسول المليك و من بعده * خليفتنا القائم المدعم
عليّاً عنيت وصىّ النّبى * نجالد عنه غواة الامم
« نامه على به سوى ما آمد و ما ،
اين نامه را در سرزمين ايران بىپاسخ نگذاريم .
و اكنون كه به ما رسيده ، نه از محتوايش سرباز زنيم
و نه مذمّت كنيم و نه ملامت نمائيم .
ما واليان مرزهاى كشور او هستيم