تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
كه سركشان عزيز را ذليل و ذمّيان پناهنده را حمايت مىكنيم . و چون فرا روى دشمنان قرار بگيريم ، با قدح مرگ‌آور به كام هلاكتشان برانيم و داغها را شفا بخشيم . آنها را به‌گونه‌اى با نيزه و شمشير بكوبيم كه ذرات وجودشان به پرواز درآيد . ما با يقين و ايمان به راه دين خود رفته‌ايم ، كه دين ما دين نبىّ ظلمت برانداز است . همو كه امين خداوند و برهان اوست ، و دادگستر زمين و پناهگاه آدميان . رسول‌خداى مليك است و بعد از وى خليفه و جانشين اوست كه تكيه‌گاه استوار ماست . على را مىگويم ، « وصى » پيامبرخدا را ، كه ما به خاطر او با گمراهان امت مىستيزيم » . « 1 » و از زبان « اشعث‌بن قيس » در پاسخ نامه امام ( ع ) چنين سروده‌اند : « 2 »
هامش
( 1 ) - وقعه صفين ، ص 15 - 18 . شرح نهج‌البلاغه ، ج 1 ص 247 ، و فتوح ابن‌اعثم ، ج 2 ص 305 . ( 2 ) - فرماندارانى كه خود شعر نمىگفتند در برخى موارد از شاعران همراه خود مىخواستند تا از زبان آنها بسرايند كه اشعث از آن جمله بود . و اشعث‌بن قيس كندى در سال دهم هجرى با هيئت نمايندگى قومش نزد رسول‌خداص آمد و اسلام آورد . در حيات خليفه ابوبكر از ردّ صدقات امتناع كرد تا با او جنگيدند و اسيرش نمودند كه خليفه آزادش كرد و خواهرش « امّ فروه » را به ازدواج او داد . در برخى از فتوحات شام و عراق حضور داشت و عثمان او را به ولايت آذربايجان گماشت . در صفين با امام على ( ع ) بود و از كسانى شد كه امام را به قبول حكميت واداشتند و در « دومة الجندل » گواه حكمين [ / عمروعاص و ابوموسى اشعرى ] بود و چهل روز پس از شهادت امام على در كوفه وفات كرد . شرح حالش در استيعاب و اسدالغابه و اصابه آمده است . و جريربن عبداللّه بجلى ، چهل روز پيش از وفات رسول‌خداص اسلام آورد و در نبرد قادسيه حضور داشت . پيامبر ( ص ) او را فرستاد تا بت قبيله خثعم در ذىالخصله را نابود سازد و او رفت و آن را سوزانيد . در سال 51 يا 54 هجرى وفات كرد . شرح حالش در استيعاب و اسدالغابه و اصابه آمده است .