تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
لا تَعِتبُنَّ عقولكم لا خير فى * من لم‌يكن عند البلابل عاقلا
و ذروا معاوية الغوىّ و تابعوا * دين الوصىّ تصادفوه عاجلا
« به جان خودم سوگند كه از صفين و سپاه صفين و گذشته آن بىخبر بودم . من حقاً از هيچ فتنه‌اى پرهيز نداشتم ولى براستى كه نسبت به اين فتنه ناآگاه بودم . و اكنون در توده آنها همبستگى ، و از بازيگرى اينها چند دستگى مىبينم . با وجودى كه اين « وصى » پيشواى ماست ، تفرقه چرا ؟ نه ، نمىشود مگر از راه سرگشتگى و يارى نكردن ! عقول خود را بيهوده سرزنش مكنيد كه ، هركس در آشوبها و فتنه‌ها عاقل نباشد ، خيرى در او نيست ! » . معاويه گمراه را واگذاريد و دين « وصى » را پيروى كنيد كه به زودى با او روبرو مىگرديد » . « 1 » و حجربن عدى گويد :
يا ربّنا سلَّم لنا عليّا * سلِّم لنا المهذّب النقيّا
المؤمن المسترشد المرضيا * و اجعله هادى امّة مهديا
لا خطل الرأى و لا غبيّا * و احفظه ربّى حفظك النّبيا
فانّه كان له وليّا * ثم ارتضاه بعده وصيّا
« پروردگارا ! على را براى ما نگهدار ؛ آن مهذّب پاك و پاكيزه را براى ما سالم بدار ؛ همان مؤمن راه يافته پسنديده را ،
هامش
( 1 ) - وقعه صفين ، ص 365 .