گوش را كر ، و ديده را كور گرداند ،
و خبر آن ، پيامبرخدا ( ص ) را خشنود نسازد ،
كه « وصىّ » او را قرين و همتاى ابتر كنند ،
أبترِ دشمن رسولاللّه و ملعونِ تنگ چشم ! » « 1 »
و آنگاه كه در سپاه امام على ( ع ) ، به خاطر عزل « اشعث » از فرماندهى قبيلهاش ، اختلاف افتاد ، « نجاشى » درباره آن گفت :
رضينا بما يرضى علىّ لنا به * و ان كان فى ما يأتِ جدع المناخر
وصىّ رسولاللّه من دون اهله * و وارثه بعد العموم الأكابر
« ما همان را كه على براى ما بپسندد مىپسنديم ،
اگر چه در حكمى كه مىكند ، بريدن بينىها باشد ! ا
و تنها « وصى » پيامبر در ميان اهلالبيت
و تنها وارث او ، با وجود عموهاى بزرگوار ، مىباشد » . « 2 »
و از سرودههاى ديگرى كه درباره جنگ صفين گفته شده ، و حاوى موضوع « وصى و صايت » است ، سروده « نصربن عجلان انصارى » است كه گويد :
قد كنت عن صفّين فيما قدخلا * و جنود صفّين لعمرى غافلا
قد كنت حقا لا احاذر فتنة * و لقد اكون بذاك حقاً جاهلا
فرأيت فى جمهور ذلك معظما * و لقيت من لهوات ذاك عياطلا
كيف التفرق و الوصى امامنا * لاكيف الّا حيرة و تخاذلا
هامش
( 1 ) - همان ، ص 43 .
( 2 ) - همان ، ص 137 . و نجاشى ، قيسبن عمرو ، شاعر مخضرم [ / جاهليت و اسلام ] اصل او از نجران يمن بود كه در كوفه مسكن گزيد و در سال 40 هجرى وفات كرد . اعلام زركلى .