پيروى از امام ستمگرِ مخالفِ سنّت رسول اللّه :
در بحث « وجوب پيروى از امام در مكتب خلفا » ديديم كه چگونه از رسول خدا ( ص ) روايت كردند كه آن حضرت « برون شدن از اطاعت سلطانِ ستمگرِ مخالفِ سنت پيامبر را » نهى و « پيروى از او را » واجب فرموده است . ولى در مكتب اهلالبيت احاديثى از رسول خدا روايت كنند كه با آن روايات تناقض دارد . مانند روايت سبط رسول اللّه امام حسين ( ع ) از جد خويش كه فرمود :
« من رأى سلطانا جائرا مستحلًا لحرماللّه ناكثا عهده مخالفا لسنّة رسول اللّه يعمل فى عباد اللّه بالاثم و العدوان ، فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول ، كان على اللّه ان يدخله مدخله » .
« هركس سلطان ستمگرى را ببيند كه ، حرامهاى خدا را حلال كرده ، پيمان با او را شكسته ، با سنت رسول خدا مخالفت مىكند و بندگان خدا را با گناه و ستم مىآزارد ، و او با عمل يا زبان به اصلاحش برنخيزد ، بر خداست كه وى را به جايگاه آن - يعنى جهنم - وارد نمايد » « 1 » .
ما از مقايسه امثال اين روايات با روايات مكتب خلفا ، در مىيابيم كه آن روايات ، براى خيرخواهى و تأييد سلطههاى حاكم بر مسلمانان ، به رسول خدا نسبت داده شده است . و اين كار در اوايل دوره اموى انجام شد و سپس در دوره تدوين حديث در اوايل قرن دوم هجرى ، آنها را در كتابهاى حديثى اعم از صحيح و مسند « 2 » جاى دادند و همگى بر صحت و عمل بدانها سازش و توافق كردند و پس از آن ، علماى بلادِ سلطههاى حاكم : محدثان و قضات و خطبا و امامان جمعه و جماعت و همتايانشان ، در طول تاريخ و در بلاد گوناگون ، از
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : تاريخ طبرى ، ابناثير و مقتل خوارزمى ، خطبه امامع براى سپاه حرّبن يزيد رياحى .
( 2 ) - توضيح آن در اوايل جلد دوم مىآيد - انشاءاللّه .