كسى كه خدا را نافرمانى كند ، منعقد و مستقر نخواهد شد .
و امّا سيره صحابه نيز ، اگر در رديف كتاب و سنت و مدركى براى تشريع و قانونگذارى اسلامى به حساب آيد ، استدلال به آن صحيح است و گرنه خير .
و امّا استشهادى كه در اينباره به نامه امام على ( ع ) به معاويه شده است - چنان كه گذشت - اين بيان استناد و احتجاج بر چيزى بود كه خصم خود را بدان ملتزم مىدانست ، و اين در نزد عقلا پسنديده است . اضافه بر آنكه ، اجماع صحابه با حضور امام على و امام حسن و امام حسين ( ع ) - چنان كه در تعبير امام ( ع ) آمده - اين اجماع دلالت بر رضاى الهى دارد .
امّا اينكه گفتهاند : « هر كس با زور چيره شد ، او اميرالمؤمنين است و اطاعتش واجب ، نيكوكار باشد يا بدكار » اين واقعيتى است كه بر انجام و ادامهاش عادت كردهاند . چنان كه هر كس تاريخ خلفا در اسلام را بررسى كند براى او آشكار مىگردد .
اين ، بررسى ديدگاه خلفا و دلايل آنها درباره « امامت » بود . ديدگاه مكتب اهلالبيت ( ع ) و دلايل آنها را در جلد دوّم مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم . - انشاءاللّه
والحمدللّه ربّ العالمين
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٨٠