مىكنند و مثلًا مىگويند : « ما كه پادشاهيم . . . فرموديم تا . . . » .
همچنين ، صدر آيه مورد استناد نيز به وضوح بر آنچه كه ما بيان داشتيم دلالت تام دارد . زيرا خداوند متعال مىفرمايد
: « فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ . . . »
« 1 »
:
« به رحمت الهى با آنها نرمخو شدى . و اگر خشن و سنگدل بودى از گرد تو پراكنده مىشدند . پس ، آنها را ببخش و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت كن . . . » و مشاورة در اينجا از مصاديق « لينت و نرمى و رحمت » خداوندى است كه در صدر آيه آمده است .
بنابراين ، هدف مشاوره گاهى « ملايمت و نرمى » نشان دادن است ؛ مانند مثال پيشين . و گاهى تربيت جانهاى مسلمانان است ؛ مانند مشاوره در « غزوه احد » . زيرا ، رسول خدا ( ص ) - آنگاه كه نظرشان را پذيرفت و لباس رزم پوشيد تا به احد برود و آنها از اصرار و فشار بر پيامبر براى خروج پشيمان شدند و گفتند : « يا رسول اللّه ! ما حق نداشتيم با شما مخالفت نمائيم ، هر چه نظر شماست همان را انجام دهيد » - به آنها فرمود : « من شما را به آن كار فراخواندم و شما نپذيرفتيد ، و [ اكنون ] شايسته هيچ پيامبرى نيست كه چون لباس رزم پوشيد آن را فرو نهد تا آنگاه كه خداوند ميان او و دشمنانش داورى نمايد » .
از گفتگوهاى انجام شده ميان رسول خدا و اصحاب او در اين واقعه آشكار مىشود كه ، اگر پيامبر تمايل شديد آنها را براى خروج بىپاسخ مىگذاشت ، اين كار اثر بسيار بدى بر جانشان داشت و باعث ضعف نفس و دودلى و واپس گرائى آنها در جنگ مىشد . بدين خاطر ، با آنكه نظر آنها را صائب نمىديد ، آن را پذيرفت . و در « جنگ خندق » هم كه اصل مشاوره نقشه و تمهيدى براى به دام
هامش
( 1 ) - آل عمران / 159 .