تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
همراه بوديد و خدا بر آنها پيروزتان كرد و ما امروز گروه بسيارى هستيم كه از خدا آرزوى چنين روزى را داشتيم و خدا آن را فرا روى ما قرار داده است . » رسول خدا ( ص ) كه ديد آنها سلاح بر تن كرده و بدينگونه پافشارى مىكنند ، ردّ خواسته‌شان را به مصلحت نديد . حمزه گفت : سوگند به آنكه اين كتاب را بر تو نازل كرده ، امروز هيچگونه غذايى نخواهم خورد تا آنكه در خارج مدينه شمشيرم را پياپى بر آنها فرود آرم - او روز جمعه و روز شنبه را روزه بود - و بعد ، مالك‌بن ثنان پدر ابوسعيد خدرى و نعمان‌بن مالك‌بن ثعلبه و اياس‌بن عتيك نيز درباره خارج شدن براى جنگ سخن گفتند و رسول خدا ( ص ) كه ديد اينها جز آن را نمىپذيرند ، نماز جمعه را با مردم اقامه كرد و اندرزشان داد و فرمود تا در جهاد بكوشند و به آنها خبر داد مادامى كه صابر باشند پيروزى از آن ايشان است . مردم نيز به خاطر حركت به سوى دشمن خشنود شدند . ولى بسيارى نيز اين خروج را خوش نداشتند . رسول خدا ( ص ) پس از آن نماز عصر را با مردم برگزار كرد و در اين حال ، مردم گرد هم آمده و اهالى منطقه « عوالى » « 1 » نيز حاضر شده ، و زنان را در دژها و سنگرها جاى داده بودند . پيامبر ( ص ) داخل خانه خود شد و ابوبكر و عمر نيز وارد شدند و عمامه و لباسش را پوشانيدند و در همان حال ، مردم در فاصله ميان حجره و منبر آن حضرت صف بسته بودند . سعدبن معاذ و اسيدبن حضير آمدند و به مردم گفتند : « شما هرچه خواستيد به رسول خدا گفتيد و او را ناچار از خروج كرديد ، در حالى كه امر و فرمان از آسمان بر او نازل مىشود . پس كار را به او برگردانيد و هرچه فرمانتان داد همان را انجام دهيد و هرچه مورد علاقه و نظر اوست همان را پيروى نمائيد . » در چنين حالتى بودند كه رسول خدا ( ص ) با لباس و سلاح رزم ، زره پوشيده و كمر بسته و
هامش
( 1 ) - عوالى : يكى از آباديها در سه مايلى مدينه .