تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
پيامبر ( ص ) پس از آن برخاست و فرمود : « اى مردم ! نظر خودتان را به من بگوئيد » و مراد آن حضرت انصار مدينه بود و گمان داشت كه انصار جز در شهر خود ياريش نمىكنند . زيرا آنها پذيرفته بودند كه او را تنها از آنچه خود و خانواده شان را پاس مىدارند ، پاس بدارند . و لذا پيامبر ( ص ) فرمود : « نظرتان را به من بگوئيد ! » و « سعدبن معاذ » برخاست و گفت : « يا رسول اللّه ! من از سوى انصار پاسخ مىگويم . گويا مراد شما ما هستيم ! » فرمود : « آرى » سعد گفت : « ظاهرا بايد از موضوعى كه به شما وحى شده بود ، به موضوع ديگرى بپردازيد . [ بدان كه ] ما به راستى به شما ايمان آورده و تصديقتان نموده و گواهى داده‌ايم كه هر چه شما آورده‌اى حق است و براى شنيدن و اطاعت كردن با شما عهدها و پيمان‌ها بسته‌ايم . پس ، يا رسول اللّه ! مأموريتت را به انجام رسان كه سوگند به آنكه تو را به حق مبعوث كرد ، اگر اين دريا را فراروى خود قرار دهى و در آن فرو شوى ، ما نيز تا آنگاه كه يك نفرمان باقى است ، با تو در آن فرو مىشويم . با هر كه خواهى بپيوند و از هر كه خواهى ببر ، و هر چه خواهى از اموالمان بگير ، كه آنچه از اموالمان بگيرى نزد ما محبوبتر از آنى است كه وا مىگذارى . سوگند به آنكه جانم به دست اوست من هرگز اين راه را نپيموده‌ام و از آن اطلاعى ندارم ، و از اينكه فردا با دشمنانمان روبرو شويم ناخشنود نيستيم . ما در جنگ بسيار شكيبا ، و در رويارويى بسيار صادقيم و شايد خداوند چيزى از ما به شما بنمايد كه باعث روشنى چشمتان گردد . » . و در روايت ديگرى گويد : سعد گفت : « يا رسول اللّه ! ما از قوم خود گروهى را بر جا نهاده‌ايم كه نه در محبت به شما ، از ما كمترند و نه در فرمانبردارى از شما ، از ما عقبتر . آنها نيز خواستار و علاقمند جهادند . يا رسول اللّه ! اگر آنها گمان داشتند كه شما با دشمنى روبرو خواهيد شد ، بر جاى نمىماندند . ولى آنها پنداشتند كه اين تنها يك كاروان است . ما اكنون
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 252 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى