ب - در عرف مسلمانان :
بيشترين كاربرد واژه « امر » در عرف مسلمانان ، در روز « سقيفه » و پس از آن بود كه « سعدبن عباده » به انصار گفت : « زمام اين « امر » را بدون دخالت ديگر مردم به دست خود بگيريد ! » و انصار در پاسخش گفتند : « ما تو را به اين « امر » مىگماريم » و سپس به بررسى موضوع پرداختند و گفتند : « اگر مهاجران قريشى نپذيرفتند و گفتند : . . . ما خويشاوندان و نزديكان او هستيم و شما بر چه اساسى پس از او [ / پيامبر ] در اين « امر » با ما ستيز مىكنيد ؟ . . . » .
و ابوبكر در استدلال آن روز خود به آنها گفت : « اين « امر » جز براى اين تيره از قريش هرگز به رسميت شناخته نمىشود . . . » .
و نيز گفت : « آنها پس از او [ / پيامبر ] سزاوارترين مردم به اين « امر » هستند و هيچكس جز ظالم درباره آن با آنها ستيز نمىكند » .
و عمر نيز ، در همان روز گفت : « چه كسى درباره حكومت محمد با ما كه اهل و عشيرهاش هستيم ، ستيز مىكند ؟ »
و « حباببن منذر » در پاسخش گفت : « به سخن او و همراهانش گوش مدهيد كه بهره شما از اين « امر » را مىبرند . . . كه به خدا سوگند شما به اين « امر » سزاوارتريد . . . » .
و « بشيربن سعد » در چنين هنگامهاى به يارى قريش برخاست و گفت : « خدا هرگز نبيندم كه در اين « امر » با آنها ( / قريش ) به ستيز برخيزم » . « 1 »
ج - در نصوص اسلامى :
واژه « امر » در حديث رسول خدا ( ص ) به وفور آمده است و ما به زودى در بحثهاى آينده - انشاء اللّه - آن را بررسى مىكنيم و اكنون تنها به ثبت و ضبط
هامش
( 1 ) - همه اين بحثها و استدلالها در داستان سقيفه تاريخ طبرى ، چاپ اروپا ، ج 1 ص 1837 - 1851 ، آمده است .