خلفا به عدم ورود لفظ « خليفه » در حديث پيامبر ( ص ) - بدان معنا كه خود بر آن نهاده بودند - استناد كرده و گفتند : « پيامبر ( ص ) امت خود را بدون رهبر رها كرد و مرجع بعد از خود را تعيين نفرمود ! »
و پيروان مكتب اهلالبيت در مقام ردّ بر آنان به روايت رسيده از رسول خدا ( ص ) درباره تعيين امام على ( ع ) به وصايت بعد از خود استناد جسته و گفتند : « پيامبر ( ص ) او را خليفه بعد از خود قرار داده است - به همان معناى حادث خليفه - و امت را بدون رهبر رها نكرده است » .
همه اين استدلالها از سوى پيروان دو مكتب در حالى ادامه مىيافت كه آنها از اين نكته مهم غافل بودند كه اين « اصطلاحِ ابتكارى » مكتب خلفا كه پس از رسول خدا ( ص ) پديد آمده ، پيش از آن نبوده تا در حديث پيامبر ( ص ) بيايد !
فشرده مطالب
الف - خليفه و جانشين شخص در لغت يعنى : كسى كه در غياب او به كارهايش رسيدگى مىكند . خليفه به اين معنا در قرآن كريم و حديث پيامبر ( ص ) و گفتگوى صحابه آمده است .
ب - خليفه و جانشين خدا در زمين ، در اصطلاح اسلامى يعنى : كسى كه خداوند متعال او را براى تبليغ شريعت خود تعيين فرموده است تا آن را با دريافت از طريق وحى و يا از طريق پيامبر ( ص ) به انجام رساند . و نيز ، براى حكومت و قضاوت در ميان مردم . و برخى از آنها را معجزهاى بخشيد . كه بشر از آوردن همانندش عاجز است . و خليفه به اين معنى در قرآن كريم و روايات اهلالبيت آمده است .
ج - خليفه و جانشين پيامبر ( ص ) در حديث آن حضرت يعنى : كسى كه داوطلبانه به تبليغ حديث و سنت آن حضرت مىپردازد .
د - خليفه و جانشين در اصطلاح مسلمانان از آنجا آغاز شد كه : ابوبكر