تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
الْأَرْضِ خَلِيفَةً
» اين است كه خداوند متعال نوع انسان را در زمين « خليفه خود » قرار داده است . « 1 » و بنابر آن ، نوع انسان‌ها خليفه خدا در زمين‌اند و معانى مشتقات ماده « خلف » مانند : « استخلف و يستخلف » يعنى : جانشين قرار داد و جانشين قرار مىدهد ، جانشين قرار دادن نوع انسان است . و نيز ، چنين شهرت يافته كه مقصود از اينكه سلطان اعظم مسلمانان تا اواخر خلافت عثمانى خليفه ناميده مىشد آن بود كه او در حكومت خليفه و جانشين رسول خدا ( ص ) است . و بنابر آن ، معناى « خليفه مطلق ، خليفه رسول خداست . » پيروان مكتب خلفا همچنين خلفاى چهارگانه پس از رسول خدا ( ص ) را خلفاى راشدين لقب داده‌اند و اين عنوان را درباره ديگر خلفا تا آخر دوره عثمانيان به كار نبرده‌اند . اين نامگذارى تا به امروز در ميان مسلمانان شهرت دارد .

3 - انتقال مصطلح خليفه از مكتب خلفا به پيروان مكتب اهل‌البيت ( ع ) :

اين دگرگونىها كه در معناى لفظ « خليفه » و « خليفة اللّه در زمين » پديد آمد همگى پس از رسول خدا ( ص ) و در مكتب خلفا بود . امّا در مكتب اهل‌البيت و در روايات امامان اهل‌البيت ( ع ) واژه « خليفة اللّه در زمين » به همان معناى مصطلح اسلامى - كه بدان اشاره كرديم - آمده است . مصطلح « خليفه » به معناى « خليفه رسول خدا ( ص ) » از قرن پنجم هجرى تا به امروز از مكتب خلفا به فرهنگ پيروان مكتب اهل‌البيت منتقل گرديد و مكتب
هامش
( 1 ) - سيد قطب در تفسير آيه مذكور گويد : « و اين مشيت و الا مىخواهد زمام زمين را به اين موجود تازه هستى بسپارد و دست او را در آن باز گذارد . پس ، اين جايگاهى عظيم است : جايگاه اين انسان در نظام اين هستى بر روى اين زمين گسترده . تفسير فى ظلال القرآن ، ج 1 ص 65 - 66 . و از ديد مؤلف كتاب « خليفه و سلطان » تاليف ، و . و يارتولد ، ترجمه ايزدى ، چاپ تهران 1358 ص 16 ، اين معنا احتمالًا از افكار اهل كتاب به جوامع اسلامى سرايت كرده است . مراجعه كنيد : پيوست شماره ( 1 ) آخر كتاب .