تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مستقر مىگردد ، و نيازمند پيمان و قرار نيست ، و هر كس با شمشير بر آنها پيروز شد و خليفه گرديد و اميرالمؤمنين ناميده شد ، بر هيچ مؤمنِ به خدا و روز قيامت روا نباشد آسوده بخوابد و او را امام نداند . نيكوكار باشد يا بدكار به هر حال او اميرالمؤمنين است . » . « 1 » و درباره امامى كه ديگرى بر ضد او شورش كرده و حكومتش را مىطلبد ، و هر يك گروهى را با خود دارند ، گويد : « نماز جمعه با طرف پيروز اقامه مىشود » . و استدلال مىكند كه « ابن‌عمر » در ماجراى « حرّه » با اهل مدينه نماز گزارد و گفت : « ما با آنيم كه پيروز شده است . » « 2 » و امام الحرمين جوئنى متوفاى 478 ه - در كتاب ارشاد خود گويد : « بدانيد كه انعقاد امامت ، مشروط به اجماع امت نيست . بلكه امامت بدون اجماع امت بر انعقاد آن نيز منعقد مىگردد . و دليل آن اينكه ، ابوبكر به محض رسيدن به خلافت شروع به انتصاب و امضاى احكام مسلمانان كرد و منتظر رسيدن خبر به گوش صحابه دور از مدينه نشد . و هيچكس هم بر او اشكال نكرد و از او نخواست تا درنگ نمايد . پس ، اگر شرط اجماع در عقد امامت منتفى
هامش
( 1 ) - الاحكام السلطانية ابويعلى حنبلى ص 7 - 11 . ( 2 ) - همان ص 7 - 8 و در چاپ ديگر ص 20 - 23 . و ابن‌عمر عبداللّه‌بن عمربن الخطاب ، مادرش زينب بنت مظعون بود . رسول خداص به‌خاطر سن كمش او را از شركت در احد بازداشت و در ديگر غزوات حضور داشت . روايات متعددى در ستايش خود و پدرش از او روايت شده است . او شصت سال پس از رسول خدا ( ص ) در مراسم حج فتوى داد . گفته‌اند : حديثش نيكوست ، ولى فقهش نيكو نيست . در هيچ يك از جنگها همراه امام عليع نشد و سپس در هنگام مرگ از اين كار خود اظهار پشيمانى مىكرد و مىگفت : « در جان خود ايرادى از دنيا نمىيابم جز آنكه در كنار على ابن‌ابيطالب با « فئه باغيه » و گروه ستمكار نجنگيدم » سبب وفاتش آن بود كه حجّاج دستور داد مردى سر نيزه مسمومى را در شلوغى و ازدحام بر پاى او فرو كند و او در سال 73 فوت كرد . صاحبان صحاح 2630 حديث از او روايت كرده‌اند . شرح حالش در اسد الغابه و سير النبلاء و جوامع السيره ص 275 آمده است .