على - رضوان اللّه عليهما - گفت : « دستت را بگشا تا با تو بيعت كنم و مردم بگويند : عموى رسول خدا ( ص ) با پسر عموى او بيعت كرد ، و پس از آن دو نفر هم درباره تو اختلاف نكنند » زيرا ، اين حكم است و حكم يك نفر هم نافذ است . » . « 1 »
و اما انعقاد امامت با قرار و وصيت امام پيشين ، اين نيز صحيح و جايز و مورد اتفاق و اجماع و عمل مسلمانان است و آن را انكار نكردهاند ؛ به دو دليل : يكى آنكه ، ابوبكر آن را براى عمر وصيت نمود و مسلمانان امامت او را بهخاطر وصيت وى پذيرفتند . و ديگرى آنكه ، عمر آن را در شورى قرار داد - تا آنجا كه گويد - چون بيعت عمر متوقف بر رضاى صحابه نبود . زيرا ، امام بدان سزاوارتر است . » . « 2 »
و بعد به نقل اختلاف علما درباره لزوم شناخت امام پرداخته و گويد : « برخى از آنها گفتهاند : « شناخت امام با اسم و رسم بر همه مردم واجب است . همانگونه كه شناخت خدا و شناخت رسول خدا واجب است . » سپس گويد : « و آنچه كه همه مردم بر آن اتفاق نظر دارند اين است كه شناخت امام بر همه مردم به طور كلى و همگانى واجب است نه جزئى و تفصيلى . » . « 3 »
و قاضى القضات ابويعلى حنبلى اضافه كرده كه : « امامت با قهر و غلبه نيز
هامش
( 1 ) - الاحكام السلطانية ماوردى ص 6 - 7 .
( 2 ) - همان ص 10 . از سخنان و ديدگاه آنها آشكار مىشود كه ايشان دين خود را از آنچه اتفاق افتاده برگرفتهاند ، و آنچه پيش آمده همان دين است و در اين باره اختلافى ندارند و اختلاف آنها تنها در چگونگى اتفاق و پيش آمد است و بس !
( 3 ) - همان ، ص 15 .