تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
شخصى بيعت نمايد ، بيعت كننده و بيعت شونده فريب خوردگانى هستند كه بايد كشته شوند . » « 1 »

سوم - ديدگاه پيروان مكتب خلفا :

قاضى القضات ماوردى متوفاى 450 ه - و علامه زمان قاضى ابويعلى متوفاى 458 ه - ، هر يك در « احكام السلطانيه » خود گويند : « امامت از دو راه منعقد مىشود : يكى با انتخاب نخبگان و ديگرى با قرار و وصيت امام پيشين . ولى دانشمندان در تعداد نخبگانى كه امامت با انتخاب آنها منعقد مىشود ، اختلاف بسيارى دارند : گروهى گفته‌اند : « امامت جز با اجماع همه نخبگان بلاد منعقد نگردد . زيرا ، امامت امام بايد مورد پذيرش و اجماع عموم باشد » . اين ديدگاهى است كه با شيوه بيعت ابوبكر و انتخاب او به وسيله حاضران ، مردود مىشود . زيرا ، آنها براى بيعت با او به انتظار ديگران نماندند . و گروه ديگرى گفته‌اند : « كمترين تعدادى كه امامت بدان منعقد مىشود پنج نفر است كه يا همگى بر عقد آن اجماع مىكنند و يا يكى از آنها با رضايت چهار نفر ديگر ، آن را منعقد مىكند ؛ به دو دليل : يكى آنكه بيعت ابوبكر ابتدا با اجماع پنج نفر يعنى : عمربن خطاب ، ابوعبيده جراح « 2 » ، اسيدبن حضير « 3 » ، بشيربن
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، كتاب الحدود ج 4 ص 120 و ابوحفص ، عمربن خطاب‌بن نفيل قرشى عدوى ، مادرش حنمه بنت هاشم يا هشام‌بن مغيره مخزومى ، 5 سال و اندى پس از بعثت در مكه اسلام آورد و در بدر و غزوات بعد آن حضور داشت . ابوبكر در بيمارى منجر به مرگش او را جانشين خود قرار داد . با ضربت ابولؤلؤ وفات كرد و در محرم سال 24 هجرى در كنار ابوبكر به خاك سپرده شد . صاحبان كتب صحاح 537 حديث از او روايت كرده‌اند . شرح حالش در استيعاب ، اسدالغابه و جوامع‌السيره ص 276 آمده است . ( 2 ) - ابوعبيده ، عامربن عبداللّه‌بن جراح ، گوركن مكه ، در بدر و ديگر غزوات حضور داشت و در طاعون منطقه عمواس نزديك بيت المقدس در سال 18 ه - وفات كرد . صاحبان صحاح 14 حديث از او روايت كرده‌اند . شرح حالش در اسد الغابه ، جوامع السيره ص 284 و طبقات ابن‌سعد ج 2 قسمت 2 ص 74 چاپ اروپا آمده است . ( 3 ) - بشيربن سعدبن ثعلبه خزرجى گفته شده اولين كسى كه با ابوبكر - به خاطر حسادت با سعدبن عباده - بيعت كرد او بود و در جنگ عين التمر كشته شد . حديث او را نسائى در سنن خود آورده است . شرح حال او را در عبداللّه‌بن سبا ج 1 ص 96 و تقريب التهذيب ج 1 ص 103 بجوئيد .