فشرده بحث
ديديم كه ابليس ، صفى و برگزيده خدا آدم ( ع ) را برتر از خود نمىبيند و براى او كرنش نمىكند و مىگويد : « او بشر است . »
و ديديم كه قوم نوح و عاد و ثمود ، انبياى الهى را برتر از خود نمىدانستند و به آنان مىگفتند : « شما تنها بشرى همانند ما هستيد » .
و ذو الخويصره رئيس و ريشه خوارج به جمعى كه رسول خدا ( ص ) نيز در بين آنان بود گفت : « در اين قوم كسى برتر يا بهتر از من نيست ! » .
و در عصر ما نيز بدان گونه است . پس ، اولين سبب و انگيزه اهانت به برگزيدگان الهى ، استكبار و خودبزرگ بينى آدميان است .
ب - دومين انگيزه پيدايش اختلاف
دومين انگيزه پيدايش اختلاف در امت اسلامى در طول تاريخ ، نياز سلطههاى حاكم بر مسلمانان به ارائه چهرهاى خاص از پيشوايان انسانيت يعنى : انبيا و اصفياى برگزيده خداوند است . چهرهاى كه با زندگى هوسبازانه و شهوتآلود آنها تضاد و تناقضى نداشته باشد .
بدين خاطر ، بخشى از برنامههاى اين دو گروه آن شد كه ، آيات خدا را به گونهاى تأويل و معنى كنند كه انبيا و برگزيدگان الهى را نيز گناهكار و غير منزّه جلوه دهند ، و بعد ، رواياتى را درباره فرو شدن آنها در سرگرميها و شهوات ساخته و پرداخته كردند و گاهى از اسرائيليات و روايات تورات و انجيل بهره جستند . همانگونه كه درباره داود پيامبر ( ع ) و زوجه اوريا « 1 » و غير آن روايت كردند ، و نيز ، نمونههاى بسيارى كه در سيره انبيا ( ع ) ساخته و انتشار دادند و ما پيش از اين برخى از آنچه را كه در سيره افضل انبيا و خاتم آنان روايت كردهاند ،
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : تاريخ طبرى ، اخبار سيره داود نبيع و ديگر كتب تاريخى .