تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
سكه‌ها را مىتوان بريد . محمد بن خالد بن عبد الله از يزيد بن هارون و او از يحيى بن سعيد روايت كرد كه به ابن مسيب گفتند مردى سكه‌ها را مىبرد . سعيد گفت : وى مفسد فى الارض است . عمرو ناقد از اسماعيل بن ابراهيم و او از يونس بن عبيد و او از حسن روايت كرد كه گفت : مردم يعنى كافران به اهميت پول در جامعه پى برده و به همين سبب آن را به نيكوئى و خلوص مىساختند و چون كار به دست شما افتاد در آن غش به كار برديد و فساد راه داديد . عمر بن خطاب گفته بود : تصميم دارم از پوست شتر پول بسازم . به وى گفتند : آن وقت ديگر شترى باقى نخواهد ماند و او از آن كار دست بداشت .

امر خط

عباس بن هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدر خويش و او از جدش و او از شرقى بن قطامى نقل كرد كه سه مرد از قبيلهء طيئ در بقه گرد آمدند و آنان مرامر بن مره و اسلم بن سدره و عامر بن جدره بودند . اين سه تن خط پديد آوردند و حروف هجاى عربى را به قياس هجاى سريانى بساختند . جمعى از اهل انبار آن را از ايشان بياموختند و سپس اهل حيره آن را از مردم انبار فرا گرفتند . بشر بن عبد الملك برادر اكيدر بن عبد الملك بن عبد الجن كندى سكونى فرمانرواى دومة الجندل كه نصرانى بود به حيره مىآمد و مدتى در آنجا سكونت مىگزيد . وى خط عربى را از اهل حيره بياموخت و سپس براى كارى به مكه آمد . سفيان بن امية بن عبد شمس و ابو قيس بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب او را بديدند كه خط مىنويسد