داد . از هشام بن كلبى روايت شده است كه مصعب علاوه بر درهم ، دينار نيز سكه زد .
داود ناقد به نقل از ابو زبير با من حكايت كرد كه عبد الملك در سال هفتاد و چهار تعدادى دينار سكه زد و سپس در سال هفتاد و پنج باز دينار ضرب كرد . حجاج درهمهاى نوع بغلى سكه زد كه بر آنها عبارت بسم الله الحجاج نقش شده بود . سال بعد روى سكهها نوشت :
اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
. فقهاء اين كار را مكروه دانستند و از اين روى آن سكهها را مكروهه ناميدند . به قولى عجمان از كمى وزن آن اكراه داشتند و تسميه مكروه از اين جهت است . گويد : سكهء سميريه به اسم نخستين كسى است كه اين نوع سكهها را ضرب كرد و نام وى سمير بود .
عباس بن هشام كلبى از پدر خويش و او از عوانة بن حكم روايت كرد كه حجاج از روش پارسيان در ضرب سكه تحقيق كرد و ضرابخانهيى پديد آورد و سكهگران را در آن جمع كرد . پس به ضرب پول براى حكومت پرداخت و اين كار را از زر و سيم خامى كه نزد وى گرد مىآمد و نيز با استفاده از زر و سيم صاف شده از سكههاى غش دار و تقلبى و باطل انجام مىداد . سپس اجازه داد كه براى بازرگانان و جز ايشان نيز سكه ضرب كنند و اين رشته را از منابع درآمد قرار داد كه از محل تفاوت پس از وضع اجرت سازندگان و سكهگران اخذ مىشد . وى دستهاى سكهگران را مهر كرد « 1 » . هنگامى كه عمر بن هبيره از سوى يزيد بن عبد الملك به ولايت عراق رسيد در خالصى نقره كوشيد ، بيش از آن كه پيشينيان وى مىكوشيدند و درهمهاى مرغوبى سكه زد و در كار عيار مسكوكات سخت گرفت . سپس خالد بن عبد الله بجلى قسرى به فرمان هشام بن
هامش
( 1 ) . به توضيحات ذيل صفحهء 386 رجوع شود .