تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
عبد الملك والى عراق شد و از ابن هبيره در كار سكه‌ها شدت عمل بيشترى نشان داد ، چندان كه اين مقوله از استوارى بسيار برخوردار شد . آنگاه يوسف بن عمر به ولايت رسيد و در سخت‌گيرى نسبت به سكه‌گران و معيران راه افراط پيمود ، چنان كه از ايشان دستها بريد و آنان را تازيانه‌ها زد . هبيريه و خالديه و يوسفيه مرغوبترين پولهاى دورهء بنو اميه بودند و منصور جز اين پولها از سكه‌هاى بنو اميه به عنوان خراج قبول نمىكرد . پس ديگر انواع سكه‌ها را مكروهه ناميدند . محمد بن سعد از واقدى و او از ابن ابى زناد و او از پدرش روايت كرد كه عبد الملك بن مروان نخستين كسى بود كه پس از عام الجماعه از طلا و نقره سكه زد . هم او گويد : از پدرم پرسيدم : شنيده‌اى كه مردم مىگويند ابن مسعود فرمان داد تا سكه‌هاى تقلبى را بشكنند ؟ گفت : آن سكه‌ها ضرب عجمان بود و در آنها غش كرده بودند . عبد الاعلى بن حماد نرسى از حماد بن سلمه و او از داود بن ابى هند و او از شعبى و او از علقمة بن قيس روايت كرد كه ابن مسعود را در بيت المال سكه‌هاى باطلى بود و آن را به بهائى نازل بفروخت . عمر بن خطاب وى را از اين كار نهى كرد و او از آن پس آنها را ذوب مىكرد . محمد بن سعد از واقدى و او از قدامة بن موسى روايت كرد كه عمر و عثمان هر گاه سكه‌هاى غش‌دار در بيت المال مىيافتند آن را تبديل به نقره مىكردند . وليد بن صالح از واقدى و او از ابن ابى زناد و او از پدرش روايت كرد كه مردى را نزد عمر بن عبد العزيز آوردند كه سكه‌هائى غير از مسكوكات حكومت مىساخت . پس او را عقوبت كرد و به زندان افكند و قالب او را گرفت و درون آتش انداخت .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 653 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل