تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
واقدى گويد : نخستين كس از قريشيان كه براى پيامبر نويسندگى كرد عبد الله بن سعد بن ابى سرح بود كه بعد مرتد شد و به مكه بازگشت و به مردم قريش گفت : من مىتوانم همانند محمد آيه بياورم . هر گاه پيامبر ( ص ) به وى املاء مىكرد كه بنويسد : ظالمين ، او مىنوشت : كافرين . و چون سميع عليم املاء مىكرد او غفور رحيم مىنوشت و امثال آن . پس خداوند اين آيت نازل كرد كه :
مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
« 1 » . چون روز فتح مكه فرا رسيد رسول الله ( ص ) بفرمود تا او را بكشند . لكن عثمان بن عفان وساطت كرد و گفت : او برادر رضاعى من است و مسلمان شده است . رسول الله ( ص ) فرمود تا دست از وى بدارند . عثمان او را به ولايت مصر گمارد . عثمان بن عفان و شرحبيل بن حسنهء طابخى از قوم خندف كه حليف قريش بود ، و به قولى از قبيلهء كنده بود ، براى پيامبر نويسندگى مىكردند ، جهيم بن صلت بن مخرمه ، و خالد بن سعيد ، و ابان بن سعيد بن عاصى ، و علاء بن حضرمى نيز از كاتبان وى بودند . چون سال فتح مكه فرا رسيد و معاويه مسلمان شد ، او نيز برايش كتابت مىكرد . روزى وى را فرا خواند و معاويه كه در حال خوردن بود دير كرد و پيامبر ( ص ) گفت : خداوند هيچگاه شكمش را سير نكند . معاويه مىگفت : نفرين رسول الله ( ص ) مرا گرفت . وى بيش و كم روزى هفت بار غذا مىخورد . واقدى و ديگران گويند : حنظلة بن ربيع بن رباح اسيدى از طايفهء
هامش
( 1 ) . و كيست ستمكارتر بر خود از آن كس كه دروغ نهد بر خداى يا گويد كه پيغام كردند به من ، و به وى هيچ پيغام نكرده‌اند ، و از آن كس كه گويد من قرآن فرو فرستم همچنان كه الله فرو فرستاد ( سورهء الانعام ، آيهء 93 ) .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 658 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل