تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
كه در جاهليت دينار هرقل و درهم بغلى « 1 » پارسيان براى اهل مكه مىآمد . لكن معاملهء روى آنها فقط به عنوان فلز خام به عمل مىآمد . مثقال نزد ايشان وزن شناخته شده‌يى بود و به اندكى كمتر از بيست و دو قيراط بالغ مىشد و ده درهم هفت مثقال بود . رطل دوازده اوقيه و هر اوقيه چهل درهم بود . رسول الله ( ص ) اين اوزان را بر قرار نهاد و ابو بكر و عمر و عثمان و على نيز آن را به همين حال باقى گذاردند و چون معاويه بيامد او نيز به همين‌سان رفتار كرد . سپس مصعب بن زبير در ايام عبد الله بن زبير درهمهاى اندكى سكه زد كه بعد آنها را شكستند و چون عبد الملك بن مروان به ولايت رسيد در وضع درهم و دينار بررسى كرد و به حجاج بن يوسف نوشت كه درهمهائى به وزن پانزده قيراط از نوع قيراط دينار ضرب كند و نيز دينارهاى دمشقى را سكه زد . عثمان از پدر خود نقل كرد كه گفت : آن سكه‌ها در مدينه به دست ما رسيد و در آنجا تنى چند از اصحاب رسول الله ( ص ) و جز ايشان گروهى از تابعين مىزيستند و آنان اين نقود را ناروا نشمردند . محمد بن سعد گويد : وزن هر يك درهم از درهمهاى ما « 2 » چهارده قيراط از نوع قيراطى است كه بيست واحد آن يك مثقال مىشود و برابر است با وزن پانزده قيراط از نوع قيراطى كه بيست و يك و سه هفتم آن مساوى يك مثقال است . محمد بن سعد از محمد بن عمر و او از اسحاق بن حازم و او از مطلب بن سائب روايت كرد كه گفت : ابو وداعهء سهمى وزن مثقال را به من بنمود و من آن را كشيدم و برابر وزن مثقال عبد الملك بن مروان يافتم . گويد كه به گفتهء ابو وداعة بن ضبيرهء سهمى در جاهليت
هامش
( 1 ) . به زير نويس صفحهء 469 رجوع شود ( وزن هر درهم بغلى 906 ر 3 گرام بوده است ) . ( 2 ) . اين نوع درهم را درهم شرعى مىناميدند و وزن آن برابر 97 ر 2 گرام بود ( ملاحظه شود :ACatalogue of the Arab - Sassanian Coin , vol 1 .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 649 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل