فتحهاى سند
على بن محمد بن عبد الله بن ابى سيف ما را خبر داد و گفت كه عمر بن خطاب به سال پانزده عثمان بن ابى العاصى ثقفى را بر بحرين و عمان ولايت داد ، و او برادر خويش حكم را به بحرين فرستاد و خود به عمان رفت و سپاهى را از راه دريا به تانه فرستاد و چون لشكريان بازگشتند به عمر نامهيى نوشت و او را از كار خويش آگاه ساخت . عمر به وى نوشت : اى ثقفى ! تو كرم بر چوب حمل كردى « 1 » ، به خدا كه اگر بلائى بر سر آنان مىآمد معادل ايشان را از قوم تو مىگرفتم . عثمان حكم را به بروص نيز گسيل داشت و برادرش مغيرة بن ابى العاصى را به خور الديبل فرستاد و او با دشمنان مصاف داد و بر آنان پيروز شد .
هنگامى كه عثمان بن عفان به خلافت رسيد ، عبد الله بن عامر بن كريز را بر عراق ولايت داد و به وى نامهيى نوشت و بفرمود كسى را به ثغر فرستد تا از حال آن ديار آگاه شود و خبر آن به وى برد . عبد الله ، حكيم بن جبلهء عبدى را بفرستاد و چون بازگشت او را نزد عثمان فرستاد . عثمان از حال آن ديار بپرسيد و حكيم گفت :
اى امير المؤمنين من آن بلاد را شناخته و دربارهاش آگاهى بسيار حاصل كردهام . گفت : وصف آن را برايم بازگوى . گفت : آبش اندك ، ميوهاش خرماخرك و دزدش بىباك است . اگر سپاه اندك به آنجا رود تباه شود و اگر بسيار باشد گرسنه ماند . عثمان وى را
هامش
( 1 ) . يعنى اگر چوب بشكند كرم نيز نابود مىشود . اشاره به آسيبپذيرى افراد در سفر دريائى است كه اگر كشتى خرد شود آنان نيز به هلاكت خواهند رسيد .