تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
و او بر ايشان ظفر يافت و آن بلد را بگشود . سپس به ذابلستان « 1 » رفت و اهل شهر با وى مصاف دادند . اينان پيمان شكسته بودند . وى زابل را فتح كرد و اسيرانى به دست آورد . و به كابل رفت كه مردمش نقض عهد كرده بودند و آن را بگشود . سپس معاويه عبد الرحمن بن سمره را از سوى خود بر سجستان گمارد و براى وى عهدنامه فرستاد و او همچنان بر آن مقام بود تا زياد به بصره آمد و چند ماهى او را در مقام خويش بگذارد و سپس ربيع بن زياد را بر آن سمت نهاد . ابن سمره به سال پنجاه در بصره بمرد و زياد بر او نماز گزارد . وى كسى است كه پيامبر ( ص ) به او گفت : براى امارت خواهشى مكن ، چه اگر آن را بىپرسشى به تو دهند نشانهء يارى جستن از تو در كار امارت است و اگر آن را به خواهش تو عطا كنند در حكم توكيل تو بر آن كار است ، و چون بر چيزى سوگند ياد كنى و سپس چيزى ديگرى را به از آن بينى ، آن كار بهتر را انجام ده و كفارهء سوگندت را بپرداز . عبد الرحمن غلامانى از اسراى كابل را بياورد و مسجدى به سبك بناهاى كابل براى وى در قصرش در بصره بساختند . گويند : كابل شاه جمعى را براى مقابله با مسلمانان گرد آورد و مسلمانانى را كه در كابل بودند از آنجاى براند . رتبيل بيامد و بر ذابلستان و رخج غلبه كرد و تا بست پيش رفت . ربيع بن زياد با گروهى روان شد و با رتبيل در بست نبرد كرد و او را فرارى داد و از پى وى برفت تا به رخج رسيد و در آنجا با وى مصاف داد و بلاد داور را بگشود . آنگاه زياد بن ابى سفيان ، ربيع بن زياد حارثى را عزل كرد و عبيد الله بن ابى بكره را ولايت سجستان داد و او به غزا رفت و
هامش
( 1 ) . در اصل به همين شكل يعنى با ذال درج گرديده است .