و انطاكيه منتقل كرد و وليد بن عبد الملك نيز جمعى از زط را به انطاكيه و حوالى آن برد .
گويند : عبيد الله بن زياد گروهى از مردم بخارا را اسير كرد و به قولى آن جماعت تسليم حكم او شدند و به قولى ديگر عبيد الله آنان را به امان و برقرارى وظيفه دعوت كرد و ايشان به اين معنى خرسندى نشان دادند و عبيد الله آنان را در بصره سكونت داد .
هنگامى كه حجاج شهر واسط را بنا كرد بسيارى از ايشان را به آنجا برد . امروزه از نسل آنان جماعتى در آن شهر باقى است .
خالد شاطر معروف به ابن مارقلى از همان جماعت است . گويد كه اندغار از مردم نواحى كرمان به سمت سجستاناند .
كورههاى اهواز
گويند كه مغيرة بن شعبه در زمان ولايت خويش ، هنگامى كه عتبة بن غزوان در آخر سال پانزده يا آغاز سال شانزده بصره را ترك گفت ، به غزاى سوق الاهواز رفت . بيرواز دهقان آن بلد با وى بجنگيد و سپس به پرداخت مالى با او مصالحه كرد و پس از آن عهد خود بشكست . پس ابو موسى اشعرى كه پس از مغيره از سوى عمر به ولايت بصره رسيده بود به جنگ سوق الاهواز رفت و آن را به عنوه بگشود و نهر تيرى را نيز به عنوه فتح كرد و خود به سال هفده مباشرت اين كار را بر عهده داشت .
ابو مخنف و واقدى روايت كردهاند كه ابو موسى به بصره آمد و زياد را كاتب خود قرار داد . عمر بن خطاب عمران بن حصين خزاعى را از پى او اعزام كرد تا مردمان را فقه و قرآن بياموزد و هنگام غيبت ابو موسى از بصره جانشينى وى را بر عهده داشته باشد .