ايشان پيوستند و آنان را به راهزنى و مبارزهء عاصيانه با حكومت برانگيختند . پيش از آن كار ايشان آن بود كه چيز اندكى را سائلى كنند و يا از غفلت اهل سفاين استفاده جويند و آنچه را كه بتوانند از آنها بربايند . در دورهيى از خلافت مأمون مردمان از عبور در ناحيه ايشان اجتناب مىكردند و حمل كالا در سفاين از بصره به بغداد قطع شد . چون المعتصم به خلافت رسيد به كار ايشان همت گماشت و مردى از اهل خراسان به نام عجيف بن عنبسه را مأمور نبرد با آنان كرد و جمعى از فرماندهان و سپاهيان را به وى منضم ساخت و هر مقدار از اموال طلبيد بر وى دريغ نكرد و سوارانى بر اسبان راهوار با دمهاى بريده بين بطيحهها و مدينة السلام بگمارد و ايشان اخبار جماعت زط را در برخى از ساعات روز يا اول شب در مدينة السلام براى وى مىآوردند . به فرمودهء او عجيف آب را با هزينهء بسيار بر ايشان ببست تا همگى را بگرفت و احدى از آنان هلاك نشد . و جملگى را در زورقهائى به مدينة السلام آورد و آنگاه برخى را در خانقين منزل داد و سايرين را در عين زر به و سرحدات پراكنده ساخت .
گويند : جمعى از سيابجه موكلين بيت المال در بصره بودند و شمار آنان به قولى چهل و به قولى چهار صد بود . چون طلحة بن عبيد الله و زبير بن عوام به بصره آمدند ، و در آن هنگام عثمان بن حنيف انصارى از سوى على بن ابى طالب بر آن شهر ولايت داشت ، سيابجه تا آمدن على رضى الله عنه از تسليم بيت المال خوددارى كردند و آنان سحرگاه بيامدند و جماعت سيابجه را بكشتند .
عبد الله بن زبير مباشرت اين كار را بر عهده داشت و همراه جماعتى بر ايشان تاخت . رياست سيابجه را آن زمان ابو سالمهء زطى داشت كه مردى صالح بود .
معاويه جمعى از نخستين افراد زط و سيابجه را به سواحل شام
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥٢٤