و ميان هر گروهى از شما كه خواهيم زيست كنيم ، و عطائى فزونتر براى ما معين شود ، و اميرى كه شما را گسيل داشته خود بر اين جمله پيمان بندد . ابو موسى گفت : به جاى اينها چگونه است كه هر چه حق ما است حق شما نيز باشد و آنچه تكليف ما است بر عهدهء شما نيز مقرر گردد . گفتند : بدان خرسند نيستيم . پس ابو موسى در اين باب به عمر بنوشت و عمر پاسخ داد كه هر چه خواستند بپذير .
آنگاه عجمان برون آمده به مسلمانان پيوستند و همراه ابو موسى در محاصرهء تستر شركت جستند و زيانى از ناحيه ايشان مشاهده نشد . ابو موسى به سياه گفت : اى دوست تو و يارانت چنان نيستيد كه ما گمان مىبرديم . وى گفت : به تو بگويم كه ما را انديشهيى سواى آن است كه شما در سر داريد و از اهل و حرم ما كسى ميان شما نيست تا به خاطر آن در بيم باشيم و بجنگيم . ما در آغاز كار با توكل و به اميد آنكه خداوند خير فراوان بر ما ارزانى دارد به اين دين گرويديم . پس براى ايشان عطائى فزونتر منظور شد و چون به بصره رفتند پرسيدند : نسب كدام يك از قبائل به رسول الله ( ص ) نزديكتر است ؟ گفتند : بنو تميم و ايشان بر سر آن بودند كه با ازد حليف شوند . پس ازد را رها كرده به بنو تميم پيوستند . آنگاه ناحيههائى را براى ايشان معين كردند كه در آن منزل گزيدند و نهر خود را كه به نهر اساوره معروف است بكندند و به قولى اين نهر را عبد الله بن عامر حفر كرد .
ابو الحسن مدائنى گويد : شيرويه اسوارى بر آن شد كه همراه خالد بن معمر و بنو سدوس در منطقهء بكر بن وائل منزل كند . لكن سياه نپذيرفت و در ناحيه بنو تميم جاى گرفتند و در آن زمان در بصره قبايل ازد و عبد شمس نبودند . هم او گويد : سيابجه كه پيش از اسلام در سواحل مىزيستند و نيز قوم زط ، كه در طفوف به دنبال چراگاه حركت مىكردند ، به اسواران پيوستند و چون اسواران
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥٢١