تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
دخترى را شصت جريب به اقطاع داد و اين همان اندازه‌يى بود كه به عامهء مردم مىداد . هم او گويد : زياد بن عبد الرحمن بن تبع حميرى كه مباشر اقطاعات وى بود بفرمود تا نافع بن حارث ثقفى را هر اندازه كه گام تواند زد زمين به اقطاع دهد . نافع راه رفت و بند نعلينش پاره شد و بنشست . عبد الرحمن گفت : تو را بس است ؟ گفت : اگر مىدانستم تا ابله راه مىرفتم و آنگاه گفت : بگذار تا نعلم را پرتاب كنم . پس آن را پرتاب كرد و تا اجانه رسيد . سعيدان به اولاد سعيد بن عبد الرحمن بن عباد بن اسيد تعلق دارد . سليمانان اقطاع عبيد بن قسيط بود كه در ايام حجاج رئيس شبگردان بود . مرد زاهدى به نام سليمان در آن ملك به منظور نسك و عبادت بماند و ملك به نام هم او شهرت يافت . عمران به عمر بن عبيد الله بن معمر تيمى ، و فيلان به فيل آزاد كردهء زياد ، و خالدان به خالد بن عبد الله بن خالد بن اسيد بن ابى العيص بن اميه ، و نهر يزيد اباضى به يزيد بن عبد الله حميرى منسوب است . مسماريه اقطاع مسمار آزاد كردهء زياد بود . وى در كوفه نيز ديهى داشت . قحذمى گويد : بلال بن ابى برده كسى بود كه نهر معقل را به فيض بصره متصل كرد . پيش از آن مسير اين نهر منقطع بود و به خيمه‌يى كه زياد در آن از سپاه سان مىديد نفوذ مىكرد . بلال نهر بلال را حفر كرد و در دو سوى آن دكانهائى بساخت و بازار را به آنجا انتقال داد و آن را به يزيد بن خالد قسرى واگذار كرد . گويند : بشير بن عبيد الله بن ابى بكره مرغاب را حفر كرد و آن را با توجه به نام مرغاب مرو نامگذارى كرد . ملكى كه مرغاب در آن قرار دارد از آن هلال بن احوز مازنى بود و يزيد بن عبد الملك آن را به اقطاع وى داده بود . اندازهء اين ملك هشت هزار جريب بود . لكن بشير با دست اندازى بر آن ، نهر مرغاب و نهرهاى كوچك و جانبى ديگرى را حفر كرد و گفت : اين ملك از آن من است . حميرى بن هلال