نهر امير را در بصره منصور حفر كرد و سپس آن را به پسرش جعفر بخشيد كه به نام نهر امير المؤمنين ناميده مىشد و سپس به نهر امير شهرت يافت . آن را رشيد خريدارى كرد و از آن بفروخت و به اقطاع داد . نهر ربا كه متعلق به رشيد بود به سورجى منسوب است . اما نهر قرشى ، عبيد الله بن عبد الاعلى كريزى و عبيد الله بن عمر بن حكم ثقفى بر سر اين نهر با يك ديگر مرافعه داشتند و عاقبت مصالحه كردند بر اين قرار كه هر يك از ايشان نيمى از آن را برگيرد و لذا نهر را قرشى و عربى خواندند .
قندل ، خورى از خورهاى دجله بود كه سليمان بن على آن را سد كرد . ملك اقطاعى منذر بن زبير بن عوام كه نهر نعمان بن منذر فرمانرواى حيره از آن مىگذرد كنار همان خور واقع است . نعمان آن را در ايام كسرى به اقطاع گرفت و قصر وى نيز در همان موضع قرار داشت . نهر مقاتل به مقاتل بن جارية بن قدامهء سعدى ، و عميران به عبد الله بن عمير ليثى منسوب است . سيحان از آن برامكه بود و ايشان آن را سيحان ناميدند . جوبره موضعى است كه در آن جوبره « 1 » صيد مىشد و به همين نام خوانده شده است . حصينان به حصين بن ابى الحر عنبرى ، عبيدلان به عبيد الله بن ابى بكره ، عبيدان به عبيد بن كعب نميرى ، منقذان به منقذ بن علاج سلمى تعلق داشت . عبد الرحمانان از آن ابو بكرة بن زياد بود و ابو عبد الرحمن آزاد كردهء هشام آن را خريدارى كرد . نافعان به نافع بن حارث ثقفى ، و اسلمان به اسلم بن زرعهء كلابى ، و حمرانان به حمران بن ابان آزاد كردهء عثمان ، و قتيبان به قتيبة بن مسلم ، و خشخشان به اولاد خشخاش عنبرى متعلق بود .
قحذمى گويد : نهر البنات به دختران زياد منسوب است . وى هر
هامش
( 1 ) . نوعى ماهى .