كار كه كرد خداوند صلهء رحم را بر او منقطع سازد « 1 » .
گويند كه فيل حاجب و آزاد كردهء زياد بود و روزى سواره همراه ابو الاسود دئلى و انس بن زنيم مىرفت . فيل بر استر راهوارى سوار بود و آنان بر دو اسب بد و كندرو . پس حسادت ورزيدند و انس گفت : اى ابا اسود سخنى كوتاه بگويم ؟ گفت : بگو . گفت :
به جان پدرت كه حمام كسرى دو ثلث حمام فيل هم نبود و ابو الاسود گفت :
دور بندگان جستن رسم ما نبود در عهد رسول ابو مفرغ به طلحة الطلحات كه همان طلحة بن عبد الله بن خلف است گويد :
اى طلحه مرا وعده به هزار هزار دادى و آرزوى دور و درازى در دلم افكندى تو از آزادهء با كرامتى نيستى ، ليك از سيهچرده زنى هستى كه بردگان زايد هر چند كه به حمام فيلت برند و جامه ترمه و ديبا بپوشانند
هامش
( 1 ) . اين عبارت نوعى نفرين است . توضيح ذيل صفحهء 203 پيرامون شكل مثبت همين جمله ( كه در آن حالت دعا به شمار است ) ملاحظه شود .