تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
بكر بن هيثم از يحيى بن ضريس قاضى رى روايت كرد كه شعبى با قتيبة بن مسلم به رى آمد . قتيبه به وى گفت : چه شرابى را دوست‌تر مىدارى ؟ گفت : آن كه اگر باشد خوارترين نمايد و چون نباشد گرانبهاترين « 1 » . گويد : سعيد بن جبير نيز به رى آمد و ضحاك با وى ملاقات كرد و تفاسيرى از وى بنوشت . گويد عمرو بن معدى كرب زبيدى نخستين كس بود كه به غزاى رى رفت و چون از آنجا باز مىگشت بمرد و آن سوى روذه و بوسنه در موضعى به نام كرمانشاهان به خاك سپرده شد . كسائى نحوى در رى دفن است . نامش على بن حمزه بود و به همراهى رشيد هنگامى كه ارادهء رفتن به خراسان را داشت به رى رفت . حجاج بن ارطاة در رى مرده است . او با مهدى به رى رفت و كنيه‌اش ابو ارطاة بود . كلبى گويد : قصر جابر در دستبى به جابر از طايفهء بنو زيبان بن تيم الله بن ثعلبه منسوب است . گويند : خراج رى همچنان دوازده هزار هزار درهم بود تا آنكه مأمون در بازگشت از خراسان بر سر راه مدينة السلام از رى گذشت و دو هزار هزار از خراج رى كسر كرد و اين ميزان را براى اهل آن شهر تسجيل نمود .

فتح قزوين و زنجان

جمعى از اهل قزوين و نيز بكر بن هيثم به نقل از شيخى از مردم رى با من حكايت كردند كه دژ قزوين را به پارسى كشوين گويند كه به معنى ملحوظ نظر يعنى مورد حفاظت آمده است . بين قزوين
هامش
( 1 ) . يعنى آب .