يزيد از زندان خارج شد و به معاويه پيوست . ابو موسى خود به غزاى رى رفت . اهل رى از فرمان بردارى خارج شده بودند و او آن بلد را برقرار وضع نخستش بگشود .
جعفر بن محمد رازى با من گفت كه امير المؤمنين مهدى در عهد خلافت منصور بيامد و مدينهء رى را كه هم اكنون مردمان در آن مىزيند بساخت و اطراف آن خندقى حفر كرد و مسجد جامعى را به دست عمار بن ابى الخصيب بنا كرد و نام خود را بر ديوار مسجد بنوشت و تاريخ بناى آن را سال صد و پنجاه و هشت ذكر كرد و ديوار كوتاهترى آن سوى باروى مدينه بساخت كه بر گرد آن فارقينى « 1 » با آجر بنا شد ، و نام مدينهء رى را محمديه نهاد . مردم رى محمديه را مدينهء داخلى و بخش فاصل دو ديوار را مدينهء خارجى مىنامند . دژ زنبدى داخل محمديه است . مهدى بفرمود تا آن دژ را مرمت كنند و در آن منزل كرد . دژ زنبدى بر مسجد جامع و دار الاماره مشرف است و بعد به زندان بدل شد .
گويد : در رى خاندانى هستند كه ايشان را بنو حريش مىنامند .
اين خاندان پس از بناى مدينهء رى به آنجا آمدند . گويد : شهر رى را در زمان جاهليت ارازى مىخواندند و مىگويند كه آن شهر در دل خاك پنهان شده است . ارازى در شش فرسنگى محمديه بوده و نام رى را از آن گرفتهاند . گويد : مهدى در آغاز ورود به رى در قريهيى به نام سيروان منزل كرد . و گويد كه شاعر غطمش بن اعور بن عمرو ضبى دربارهء قلعهء فرخان گفته است :
بر سر آن كوشك نفرين شده در رى داعى مرگ هماره در حال درخشيدن است
هامش
( 1 ) . دربارهء مفهوم واژهء فارقين به زير نويس صفحه 294 رجوع شود .