تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
و اگر موردى براى ايستادن نيابم آنگه به راه خويش مىروم منذر بن حسان بن ضرار از طايفهء بنو مالك بن زيد در نبرد نخيله در كشتن مهران سهيم بود . گويند چون عروه بازگشت حذيفه ، سلمة بن عمرو بن ضرار ضبى و به قولى براء بن عازب را به فرماندهى سپاه وى فرستاد . نبرد عروه ديلميان و اهل رى را بىتوان كرده بود . سلمه بر دژ فرخان بن زينبدى بايستاد . زينبدى را تازيان زينبى گويند و او را عارين نيز مىناميدند . فرخان بن زينبى پس از محاربت با سلمه صلح كرد بر اين قرار كه مردم آن ديار ذمى شوند و جزيه و خراج ادا كنند . فرخان از جانب مردم رى و قومس پانصد هزار بداد به اين شرط كه احدى از ايشان را نكشند و به بردگى نبرند و آتشكده‌هايشان را ويران نكنند ، و خراج ايشان همانند خراج اهل نهاوند باشد . وى از سوى اهل دستباى رى نيز با سلمه صلح كرد . دستبى دو بخش است بخشى رازى و بخشى همدانى . سليمان بن عمرو ضبى و به قولى براء بن عازب سوارانى را به قومس فرستاد . اهل بلد حصار نگرفتند و دروازه‌هاى دامغان را گشودند . هنگامى كه عمر بن خطاب عمار را عزل كرد و مغيرة بن شعبه را بر كوفه ولايت داد مغيره ، كثير بن شهاب حارثى را والى رى و دستبى كرد . كثير در نبرد قادسيه اثرى نيكو به جاى نهاده بود و چون به رى رفت بديد كه اهل آن نقض فرمانبردارى كرده‌اند پس با آنان بجنگيد تا باز از در اطاعت درآمدند و خراج و جزيه به گردن گرفتند . كثير به غزاى ديلم رفت و با آنان بجنگيد و با ببر و طيلسان نيز غزا كرد . حفص بن عمر عمرى از هيثم بن عدى و او از ابن عياش همدانى و ديگران روايت كرد كه كثير بن شهاب بر رى و دستبى و قزوين ولايت داشت و خوش رفتار و با حزم بود . وى از پا زمين‌گير بود و