نهاوند روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه نبرد برقرار بود . سپس دو گروه از يك ديگر جدا شدند و باز روز جمعه به جنگ پرداختند و داستان واقعه را مانند آنچه حماد بن سلمه روايت كرده بود بيان داشت . ابن كلبى به نقل از ابو مخنف حكايت كرد كه نعمان بن مقرن در اسبيذهان فرود آمد و اشعث بن قيس را بر ميمنه و مغيرة بن شعبه را بر ميسره قرار داد و به نبرد پرداختند . نعمان كشته شد و مسلمانان ظفر يافتند و آن فتح را فتح الفتوح ناميدند . گويد : فتح نهاوند به سال نوزده روز چهارشنبه و به قولى سال بيست رخ داد .
رفاعى از عبقرى و او از ابو بكر هذلى و او از حسن و محمد روايت كرد كه واقعهء نهاوند به سال بيست و يك بود . رفاعى از عبقرى و او از ابو معشر و او از محمد بن كعب روايتى مشابه آن نقل كردند .
گويند چون سپاه عجمان شكست يافت مسلمانان پيروز شدند و حذيفه آن روز بر مردمان فرماندهى داشت . وى نهاوند را در حصار گرفت و اهل شهر برون آمده با مسلمانان نبرد مىكردند .
مسلمانان ايشان را شكست دادند و سماك بن عبيد عبسى مردى از ايشان را كه هشت سوار به همراه داشت دنبال كرد و هر يك از آنان را كه به مقابلهء با وى آمد بكشت تا جز آن مرد كسى نماند . وى تسليم شد و سلاح خود بر زمين افكند . سماك او را اسير كرد . وى به پارسى سخن مىگفت و سماك مردى را بياورد كه سخن او را فهميد و ترجمه كرد كه وى گويد مرا پيش امير خود بريد تا با او بر سر اين سرزمين صلح كنم و به او جزيه دهم و از اينكه تو مرا اسير كردى هر چه خواهى به تو خواهم داد زيرا بر من منت نهاده و مرا نكشتهاى . از او پرسيد : نامت چيست . گفت : دينار . پس وى را نزد حذيفه برد و او با حذيفه صلح كرد بر اين قرار كه خراج و جزيه دهد و اهل شهر وى نهاوند بر اموال و ديوارها و منازل
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 431
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٣١