روز سه شنبه ده روز از شوال مانده از آنجا به سر من رأى رفت و در همان شهر وفات يافت .
گويند : چشمهسارهاى ناحيه طف مانند عين الصيد ، قطقطانه ، رهيمه و عين جمل و متعلقات آنها از آن كسانى بود كه بر مسلحههاى ما وراء سواد گمارده شده بودند اينها چشمههاى خندقى بودند كه شاپور بين مقر خود و اعرابى كه بر مسلحههاى خندق گمارده شده بودند و ديگر تازيان كنده بود . شاپور اراضى اين چشمهها را به آن اعراب داده بود تا بر آنها كشت و كار كنند بىآنكه خراجى بر عهدهء ايشان قرار دهد .
چون يوم ذو قار « 1 » فرا رسيد - و آن زمان خداوند اعراب را به وجود پيامبرش ( ص ) نصرت داده بود - تازيان بر برخى از اين چشمهها غلبه كردند و برخى ديگر در دست عجمان بماند . هنگامى كه مسلمانان به حيره آمدند چشمهسارهايى كه دست عجمان بود در خاك مدفون شد و عجمان بگريختند . لكن چشمههايى كه دست اعراب بود بر جاى ماند و آنان اسلام آوردند و چشمهسارها بر ايشان بماند و زمينهايى كه عمران كرده بودند مشمول عشر شناخته شد .
چون كار قادسيه و مدائن به انجام رسيد اراضى كنار چشمهها كه صاحبانش جلاى بلد كرده بودند به مسلمانان واگذار شد و به اقطاع آنان درآمد و اين زمينها نيز مشمول عشر قرار گرفت . چشمههاى طف و زمينهاى مربوط به آنها در حكم توابع مدينه و قريههاى نجد تلقى شد و عمال مدينه توليت صدقات آنها را بر عهده داشتند .
لكن زمانى كه اسحاق بن ابراهيم بن مصعب از سوى المتوكل على الله بر سواد ولايت يافت اين چشمهها و اراضى را به جمعى خود افزود
هامش
( 1 ) . در اين روز ( اوايل قرن هفتم ميلادى ) ميان اعراب وائل و ايرانيان نبردى رخ داد . ذو قار محلى است ميان واسط و كوفه .