داد و همت به تمصير آن ناحيه كرد و ابتدا ساختن مدينهيى را آغاز كرد . لكن آن را ترك گفت و تصميم به تمصير سر من رأى گرفت و اين كار را به انجام رسانيد و مردمان را به آنجا منتقل كرد و در آن شهر بماند و مسجد جامعى در ناحيهء بازار بنا كرد و شهر را سر من رأى ناميد . اشناس آزاد كردهء معتصم با سردارانى كه جمعى وى بودند در كرخ فيروز منزل گزيدند . وى برخى از سرداران خود را در خانههاى معروف به عربايا منزل داد . معتصم به سال دويست و بيست و هفت در سر من رأى وفات يافت .
هارون الواثق در بنايى كه در سر من رأى ساخت و آن را هارونى ناميد منزل كرد و همان جا بمرد . سپس جعفر المتوكل در ذو الحجهء سال دويست و سى و دو به خلافت رسيد و در هارونى منزل گزيد و بناهاى زيادى ساخت و املاكى را در حائرى كه المعتصم در آن سوى سر من رأى مختصهء خويش ساخته بود ، اقطاع مردمان قرار داد و از اين طريق زمين زيادى عايد آنان شد . وى همچنين مسجد جامع بزرگى بساخت و بر آن هزينهء بسيار انفاق كرد و بفرمود منارهء آن را برافرازند تا آواز مؤذنان در آن بلند شود و از فرسنگها بتوان آن را مشاهده كرد . مردم در اين مسجد گرد آمدند و مسجد نخست را رها كردند .
سپس شهرى بساخت و آن را متوكليه ناميد و عمرانش كرد و در آن اقامت گزيد و اقطاعاتى در آنجا به مردم بداد . وى اين شهر را بين كرخ معروف به فيروز و قاطول منتسب به كسرى بنا كرد و منازل و قريه معروف به ماحوزه را جزء آن قرار داد و در آن شهر مسجد جامعى بساخت . از زمان شروع به ساختن شهر تا هنگامى كه در آن اقامت گزيد چند ماه به طول انجاميد و در اول سال دويست و چهل و شش در آنجا مقيم شد . متوكل در شوال سال چهل و هفت همان جا بمرد و در آن شب المنتصر به جايش نشست و
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٢١