و عمال وى اخذ عشريه آنها را بر عهده گرفتند . وى آن مواضع را جزء سواد قرار داد كه تا امروز نيز وضع به همين منوال است . در عهد اسلامى برخى چشمهها احياء شد كه اراضى مشروب از آنها نيز مشمول همان ترتيب قرار گرفت .
يكى از مشايخ مرا گفت كه شترى نزديك عين الجمل بمرد و آن چشمه به اين نام منسوب گشت . لكن به گفتهء مردى از اهالى واسط احياء كنندهء اين چشمه مردى بود كه او را جمل مىناميدند . و گويند عين الصيد را از آن رو به اين نام خوانند كه ماهى در آن جمع مىشد .
يكى از مردم كريز مرا خبر داد كه عين الصيد از جمله چشمههاى مدفون شده بود . روزى يكى از مسلمانان به آن نقطه آمد و در حال جولان ناگهان پاى اسبش در زمين فرو رفت و او از اسب پياده شد و به كندن پرداخت تا آب برآمد . قومى گرد آمدند و او را به برداشتن خاك و گل و پاك كردن چشمه كمك كردند ، تا به حال پيشين خود بازگشت . سپس اين چشمه به عيسى بن على تعلق گرفت .
عيسى آن را از فرزندان حسن بن حسن بن على بن ابى طالب خريدارى كرد . عيسى از اين فرزندان ام كلثوم دختر حسن بن حسن را به زنى داشت . معاويه عين صيد را با املاك ديگرى در عوض خلافت به حسن بن على واگذار كرد .
عين الرحبه نيز از جمله آبهاى مدفون شده بود . مردى از حجاج اهل كرمان بديد كه اندك اندك آب از آن جارى است . چون از حج بازگشت به عنوان راهنمايى نزد عيسى بن موسى آمد و او را بر آن چشمه هدايت كرد . عيسى چشمه و زمين اطرافش را به اقطاع گرفت و آن كرمانى چشمه را براى وى بازيابى كرد و زمينهاى اطراف را كشت و كار كرد و نخلهايى را كه سر راه عذيب است ، غرس كرد . در چند فرسنگى هيت چشمههايى است كه آنها را عرق مىخوانند و وضع آنها مشمول همان ترتيب است و عشريه اراضى
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٢٣