شد كه امروزه نيز در حق ايشان جارى است و آن اينكه پس از گذشت پنجاه سال ، حاصل بالمناصفه تقسيم شود . نهر امير منسوب به عيسى بن على ، و در زمين اقطاعى وى جارى است .
محمد بن خالد ما را گفت كه محمد بن قاسم از سند پيلى را به حجاج هديه كرد . آن را با سفينهيى از بطائح گذرانيدند . و در مشرعهيى « 1 » كه مشرعة الفيل ناميده مىشود برون آوردند و آن موضع را مشرعة الفيل و فرضة الفيل خواندند .
امر بطائح « 2 »
جماعتى از اهل علم مرا گفتند كه پارسيان از زوال پادشاهى
هامش
( 1 ) . مشرعه نقطهيى است كه در آنجا ورود به آب يا خروج از آن آسان باشد ، يا براى اين كار آماده شده باشد .
( 2 ) . بطائح جمع بطيحه است و آن بر مناطق گود و علفزارى اطلاق مىگردد كه قعر آنها به صورت كانال در آمده و در معرض جريانهاى آب ناشى از طغيانهاى كم و بيش مستمر قرار دارد و بدين نحو غالبا به صورت تالاب در مىآيد . به طور خاص آنچه در متن به اين عنوان ذكر شده منطقهيى وسيع و باتلاقى در نواحى سفلاى فرات و دجله است كه در اصل اراضى آباد و زير كشت بوده و بر اثر طغيان فرات و دجله زير آب رفته است . سبب طبيعى پيدايش بطيحهها اين بوده است كه به تدريج گل و لاى زيادى در ساحل شط جمع مىشده و ارتفاع كنارهها را بالا مىبرده است ، به نحوى كه در زمان طغيان ، آبى كه به اطراف مىريخت نمىتوانست به طور كامل به رودخانه باز گردد و اين سبب پيدايش باتلاقها و آبگيرها مىشد . سابقهء پيدايش بطيحهها به زمانهاى بسيار كهن باز مىگردد . در نوشتههاى به جا مانده از اقوام آكادى به سوابق روشنى از اين بابت اشاره شده است . بعيد نيست كه طغيان باستانى بين النهرين ، مذكور در افسانهء