مبارك به كردار نامش سيراب همىكند كشتزارهاى سواد و درختان سر بركشيده را دجله ، چون هنگام مد به پيش آيد ، گويى اشتر پيرى است كه به ريسمان قطارش همىكشند محمد بن خالد بن عبد الله طحان گفت : از مشايخمان شنيدم كه خالد بن عبد الله قسرى به هشام بن عبد الملك نوشت كه به او اذن دهد پلى بر روى دجله بسازد . هشام نوشت : اگر اين كار شدنى بود ، پارسيان پيش از تو ساخته بودند . خالد بار ديگر نوشت ، و او پاسخ داد : اگر اطمينان دارى كه اين كار انجام شدنى است ، اقدام كن .
وى اقدام كرد و مال بسيار بر آن انفاق كرد ، لكن ديرى نپاييد كه آب ، پل را ببرد و هشام غرامت هزينهها را بر عهدهء وى قرار داد .
گويند : نهر معروف به بزاق قديم است و در زبان نبطى آن را بساق مىناميدند ، يعنى آنچه آب را از اطراف گرفته سوى خود جارى مىسازد . اين نهر آبهاى اضافى بيشههاى سيب و قسمتى از آب فرات را در خود گرد مىآورد و مردم آن را بزاق ناميدند . اما نهر ميمون ، نخستين كسى كه آن را حفر كرد يكى از وكيلان ام جعفر ، زبيده دختر جعفر بن منصور ، بود كه سعيد بن زيد نام داشت . دهانهء نهر در قريهيى به نام قريه ميمون قرار داشت ، و سپس در ايام الواثق عمر بن فرج رخجى محل دهانه را به جاى ديگر انتقال داد . لكن نام ميمون را همچنان بر آن باقى نهادند تا ذكر يمن و تبرك از نهر جدا نشود .
محمد بن خالد مرا حكايت كرد كه مهدى بفرمود تا نهر الصله را حفر كنند و اراضى اطراف آن را احياء كرد و حاصل اين اراضى را براى بخشيدن به اهل حرمين و نفقهء ايشان منظور كرد . بر كشاورزانى كه خواهان اقامت در اين اراضى بودند شرطى
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 412
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤١٢