آن حدود غرقه ساخت . كسرى خود كار مسدود ساختن آن شكافها را بر عهده گرفت و مال فراوان در ميانه ريخت و فعلهء بسيار بكشت . به گفتهيى چهل تن از سدسازان را در يك روز كنار يكى از آن شكافها به دار آويخت . لكن از عهدهء آب برنيامد . « 1 » آنگاه تازيان به سرزمين عراق آمدند و عجمان سرگرم جنگ شدند و شكافها پديد مىآمد و كسى بدان التفاتى نمىكرد و دهقانان از مسدود ساختن بيشتر آنها عاجز بودند . پس بطيحهها وسيعتر و عريضتر مىشد و چون معاوية بن ابى سفيان به ولايت رسيد عبد الله بن دراج ، آزاد كردهء خود را به كار خراج عراق گمارد ، و او بخشهايى از اراضى بطائح را براى وى بازيابى و احياء كرد .
ميزان درآمد اين اراضى به پنج هزار هزار مىرسيد و او اين كار را با قطع نيزار و بستن آببندها براى غلبهء بر آب به انجام رسانيد .
سپس حسان نبطى ، آزاد كردهء بنى ضبه و صاحب حوض حسان در بصره ، كه منارهء حسان در بطائح نيز به وى منسوب است ، بر سر كار آمد و در ايام وليد براى حجاج و نيز براى هشام بن عبد الملك برخى از اين زمينها را احياء كرد . گويند كه پيش از پيدايش بطيحهها در كسكر نهرى بود به نام نهر الجنب و راه چاپار به ميسان و دستميسان و اهواز در جهت جنوبى اين نهر بود . هنگامى كه بطيحهها وسعت يافت ، بيشهزارهايى در بخش راه چاپارى پديدار شد كه بيشههاى بريد نام گرفت و آنچه در بخش ديگر پديد آمد اغمربثى خوانده شد كه معنى آن بيشههاى بزرگ است . آن نهر اكنون در اراضى خشكى كه به تازگى احياء شده جريان دارد .
هامش
( 1 ) . ابن خردادبه اين داستان را به نحو ديگرى نقل كرده و مىگويد كه خسرو چهل آب بند در يك روز بزد و پول فراوان بر بساط ريخت ، لكن سودى نبخشيد ( ابن خرداد به : المسالك و الممالك ) .