تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
سكة البريد « 1 » كوفه است ، بنا نهاد . مادر وى زنى نصرانى بود . و گفت كه خالد دكانهايى را احداث كرد و طاق هلالى از آجر و گچ براى آنها پديد آورد . وى نهر معروف به نهر جامع را حفر كرد و در القريه قصرى ساخت كه به نام قصر خالد شناخته شد . برادرش اسد بن عبد الله قريه‌يى را كه به سوق اسد معروف است بگرفت و در آن بازارى بنا كرد و مردم را به آنجا انتقال داد و آن قريه را سوق اسد ناميدند . كنارهء ديگر نهر ، ملك عتاب بن ورقاء رياحى بوده است . وى هنگامى كه به عنوان والى عازم خراسان بود لشكرگاهش را نزديك همان بازار قرار داد . ابو مسعود گويد : عمر بن هبيرة بن معيه فرازى در ايام ولايت خود بر عراق پل كوفه را بساخت ، و سپس خالد بن عبد الله قسرى آن را اصلاح كرد و در استواريش بكوشيد . و از آن پس نيز چند بار مرمت شد . و نيز گفت كه به گفتهء يكى از شيوخ ، نخستين كس كه آن را بساخت مردى از طايفهء عباد از قوم جعفى در عهد جاهليت بود سپس فرو ريخت و به جاى آن پلى ديگر ساخته شد . در عهد اسلامى ، زياد بن ابى سفيان ، و سپس ابن هبيره و پس از او خالد بن عبد الله و يزيد بن عمر بن هبيره در بناى آن همت گماشتند ، و پس
هامش
( 1 ) . سكة لبريد يا دار البريد همان است كه در گذشتهء نه چندان دور در كشور خودمان چاپارخانه ناميده مىشد . در اين مراكز يا ايستگاه‌ها همواره ستورانى آمادهء حركت نگاه داشته مىشدند . چاپاريان را اصحاب السلك مىناميدند . در اينكه واژهء بريد از فارسى گرفته شده اتفاق نظر موجود است ، هر چند كه وجه تسميه يكسانى براى آن ذكر نشده است ( در مجمع البحرين به نقل از زمخشرى و ديگران آمده است كه بريد در اصل به استر اطلاق مىشده و لفظى است فارسى كه در آغاز بريده دم بوده است ، زيرا دم استران چاپارى را مىبريده‌اند . اين واژه معرب و مخفف شد ، و سپس فرستاده‌يى را كه سوار اين ستوران مىشد بريد خواندند ، و نيز مسافتى را كه طى مىكرد ، يعنى فاصلهء ميان دو پست چاپارى را ، به همين نام خواندند ) .